ساقی http://www.jalali.ciooc.com/ مسعود برزگر جلالی fa ciooc.com Tue, 07 Sep 2010 11:05:52 +0430 آذربايجان شرقي و انعكاس ضعيف عملكرد دولت http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-66292.html

هر سال به مناسبت گرامي داشت ياد و خاطره شهيدان رجايي و با هنر به نام هفته دولت نامگذاري گرديده و اين هفته فرصت مناسبي است براي انعكاس عملكرد دولت در حوزه هاي مختلف سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي تا آحاد ملّت در جريان يكسال تلاش دولتمردان قرار بگيرند.

از سوي ديگر، هرچه نحوه بيان عملكرد و استفاده هنرمندانه از ابزارهاي نوين و تاثير گذار اطلاع رساني كارشناسي تر باشد ، نتيجه اخذ شده در ايجاد ارتباط منطقي و تاثير گذار بين دولت و مردم مطلوب تر خواهد شد . يعني اينكه دوري از شيوه هاي رايج و به زعم برخي از مديران مقرون به صرفه اطلاع رساني،كه همانا تشكيل جلسه با خبرنگاران و صرف شام يا نهار با آنان و ارائه گزارش خشك و خالي و مملو از اعداد و ارقام غير قابل درك براي آحاد جامعه و بهره گيري از ساير ابزارهاي تبليغي و هنري براي آنچه كه در طول يكسال از عمر دولت و كشور گذشته است لازم و ضروري به نظر مي رسد .

همچنين علاوه از اينكه دولتمردان پايتخت از جمله وزراي محترم در اين هفته به بيان عملكرد حوزه ماموريتي خويش مي پردازند ، استانداران و فرمانداران و مديران كل استاني و شهرستاني مي‌بايست بصورت هاي مختلف حضوري و غير حضوري و در مجامع عمومي و اختصاصي به ارائه گزارش عملكرد خود و برنامه هاي يكسال آينده خويش بپردازند و در اين صورت است كه سطح اميد مردم به اصلاح امورو پيشرفت كشور سال به سال بيشتر خواهد شد .

در اين ميان بررسي كاركرد مسئولان استان آذربايجان شرقي درهفته دولت سال جاري حاكي از آن است كه انعكاس عملكرد دولت و نمايندگان دستگاههاي اجرايي دولت در استان كه همانا فرمانداران و مديران كل ادارات و سازمانهاي دولتي استان مي باشند، بصورت مطلوب انجام نگرفته و بدلايل گوناگون اطلاع رساني شايسته از سوي اين عزيزان براي در جريان قرار گرفتن مردم آذربايجان شرقي از اقدامات صورت گرفته در حوزه هاي مختلف اقتصادي و عمراني و فرهنگي و اجتماعي استان انجام نشده است .

اين ضعف اطلاع رساني از سوي مسئولان استان، در بادي امر ، از سوي برخي چنين استنباط خواهد شد كه چون پروژه مهم و اقدامات چشمگيري در طول يكسال گذشته وجود نداشته پس از كجا مي خواهند گزارش عملكرد بدهند تا مردم راضي باشند !

يا اينكه ، مسئولان استان عملكرد مثبت و قابل طرح نداشته اند كه بخواهند به اطلاع مردم برسانند و در حقيقت چه پاسخ قانع كننده براي بي رونقي كارها در استان دارند؟

امّا آنچه جداي از اين قضاوت هاي عمومي قابل ذكر است اينكه به هر روي همه دستگاههاي اجرايي استان در طول يكسال گذشته در بد بينانه ترين شرايط ، اقدامات متعددي براي عمران و آباداني جغرافياي حوزه خدمتي خويش و يا اتخاذ تدابير لازم براي اصلاح امور و تسريع در حل مشكلات جامعه انجام داده اند كه همين موارد مي تواند در صورت انعكاس شايسته و تاثير گذار ، اميد مردم به آينده كشوررا افزوني بخشد .

امروز بيش از هر زمان ديگري بر همگان فرض است تا با اصلاح رفتار و گفتار و انديشه هاي خود ، آينده روشني براي كشور ترسيم نمايند و همه فكر و ذكر و تلاش و تصميم خود را براي رسيدن به اين نقطه آرماني معطوف سازند و يقيناً هر كس از پايين ترين سطح جامعه گرفته تا بالاترين مقامات مديريتي كشور به هر دليل نخواهد در اين جريان مثبت نقش آفريني كند، ظلمي آشكار بر ملّت خويش روا داشته كه در بارگاه كبريايي حضرت حق بخشودني نخواهد بود .

]]>
Tue, 07 Sep 2010 11:05:52 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_66292.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-66292.html
اگر نماينده محترم مجلس نبود ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-66165.html پنجشنبه هفته اي كه گذشت حوالي ساعت 10 شب يك فروند هواپيماي فوكر 100 رجيستر متعلق به شركت هواپيمايي آسمان كه جديداً پس از مدتها زمينگير شدن و تعميرات ، دوباره وارد ناوگان هوايي كشور شده بود در فرودگاه بين المللي تبريز به هنگام حركت در باند فرودگاه پس از فرود دچار حادثه شده و بدليل آنچه لغزندگي سطح باند پس از بارندگي عنوان گرديده است از مسير خود منحرف شده و پس از تركيدگي لاستيك چرخ هواپيما به گودال خاكي كنار باند مي افتد.اين هواپيما كه 103 نفر مسافر داشت از تهران عازم تبريز بود. اما آنچه در حاشيه اين حادثه قابل ذكر و تامل است اينكه بنا به گفته يكي از مسئولان ، نيروهاي امدادي جهت انتقال و جابجايي مسافران از داخل هواپيما ، پس از 20 دقيقه در صحنه حاضر شده اند. يعني در اين مدت بسيار طولاني ، همه سرنشينان و مسافرين هواپيما در فضايي آگنده از دلهره و ترس و نگراني ، زمان را به كندي سپري نموده اند كه با توجه به پسوند بين المللي براي فرودگاه تبريز ، اين وضعيت قابل بررسي و رسيدگي جدي است. همچنين بنا به گفته يكي از مسافرين در تماس با هفته نامه ساقي ، وجود يكي از نمايندگان مجلس در بين مسافرين باعث تسريع در عمليات امداد رساني شده بود و الاّ معلوم نبود كه چه مدت ديگري طول مي كشيد تا نيروهاي امداد به صحنه برسند. همچنين يكي از مسافرين اين هواپيما اظهار مي‌داشت كه اگر زمين خاكي كنار باند و تپه و گودال كناري آن كه براي ايجاد كانال حفاري شده نبود، وقوع آتش سوزي و و انفجار هواپيما حتمي بود چرا كه در صورت برخورد هواپيما به اجسام سخت، هواپيما دچار حريق مي‌شود. جداي از وقوع اين حادثه كه شايد در فضاي ناوبري هوايي كشوري بويژه در سالهاي اخير به موضوعي عادي و فراگير تبديل شده و بي توجهي به تقويت ناوگان هوايي كشور بدلايل مختلف از جمله سوء مديريت در عدم نظارت‌هاي قاطع و كارشناسي و مهمتر از همه آثار زيانبار تحريم‌هاي سياسي و اقتصادي ، اظهر من الشمس مي باشد ، آنچه بيش از همه چيز جلب توجه مي كند عدم پاسخگو بودن مسئولان امر در برابر حادثه فوق و حوادث مشابه در سطح كشور و بر خورد نامناسب با مردم و بازي راحت با جان و مال آنان مي‌باشد. سوال اينجاست كه زماني كه يك فرودگاه از عنوان بين الملل استفاده مي‌كند مي‌بايست طبق استاندارد هاي جهاني، براي شرايط مختلف آب و هوايي داراي امكانات و تجهيزات خاص بوده و در حقيقت مديريت بحران در شرايط بحراني در فرودگاهها و خطوط هوايي كشور فعال و به روز باشد . يعني اينكه مثلاً در حادثه فوق، فرودگاه بين‌المللي تبريز مي بايست براي روزهاي برف و باراني آمادگي كامل داشته و با توجه به شرايط خاص جوّي كه شب حادثه در تبريز وجود داشت مي‌توانست نسبت به هدايت هواپيما بهنگام فرود و نيز حركت بر روي باند و جلوگيري از لغزش هواپيما اقدام نمود كه عدم اقدام در اين خصوص و عدم استفاده از امكانات اوليه نشان از فاصله زياد فرودگاه بين اللملي تبريز با استاندارد هاي بين المللي دارد و وضعيت مديريت و امكانات فعلي فرودگاه تبريز بهيچ وجه پاسخگوي مشكلات موجود نيست. از سوي ديگر سوء مديريت در نحوه امدادرساني به حادثه ديدگان در چنين مواقعي و حتي در حادثه اخير، به شدت محسوس بوده و مسافرين پرواز مذكور از ضعف عملكرد امداد رسانان و تعلّل مديران و مسئولان فرودگاه تبريز ابراز نارضايتي مي‌كردند . بهر حال حادثه مذكور خوشبختانه تلفات جاني به همراه نداشت و به جهت حضور يكي از نمايندگان تبريز در مجلس شوراي اسلامي در بين مسافرين اين هواپيما ، اطلاع رساني شده و پيگيري هاي لازم از طريق استاندار محترم آذربايجان شرقي انجام پذيرفته است ، زنگ خطري براي مديريت ارشد استان مي باشد تا با نظارت دقيق بر عملكرد مديران استان و پيگيري علل وقوع اين حادثه ضمن حل مشكلات موجود فرودگاه تبريز ، با افراد خاطي احتمالي بر خورد لازم معمول داشته و نتيجه بررسي ها، در اسرع وقت به اطلاع مردم شريف استان و تبريز برسد تا اميد مردم به اصلاح امور و مشكلات استان روز به روز بيشتر شود و از خداوند بزرگ مسئلت مي‌نمايد در بروز مشكلات و حوادث اين چنيني لااقل يكي از نمايندگان مجلس و يا مديران ارشد استان حضور داشته باشند تا جريان بهبود امور و رسيدگي به معضلات و مشكلات، سرعت بيشتري به خود بگيرد. چرا كه اگر نبود نماينده محترم مجلس در هواپيماي مذكور و جان شيرين ايشان، آيا اينهمه به موضوع فوق پرداخت مي‌شد و رسانه ها از وقوع اين حادثه و كم و كيف آن با خبر مي‌شدند يا نه؟

]]>
Tue, 31 Aug 2010 13:11:24 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_66165.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-66165.html
هفته دولت، فرصت مغتنم براي ارائه گزارش مبارزه با فساد اداري ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-66164.html هشتم شهريور ماه ، مصادف است با سالروز شهادت مظلومانه شهيد رجايي و باهنر. شهداي گرانقدري كه با خون خويش ، نهال تنومند انقلاب را آبياري كردند و با فقدان خود داغ عظيمي بر دل امام امت (ره) و ياران صديق انقلاب گذاشتند . پس از شهادت اين عزيزان ، هفته اول شهريورماه بعنوان هفته دولت نامگذاري گرديد و همه ساله شاهد بر پايي مراسم هاي مختلف براي گراميداشت ياد و خاطره شهيدان رجايي و باهنرهستيم امّا بيشترين حجم و تعداد اين مراسم ها مربوط به افتتاح پروژه هاي عمراني و خدماتي در بدنه دولت و دستگاههاي اجرايي و نيز معرفي كارمندان نمونه و ... اختصاص مي يابد در حالي كه چنين به نظر مي رسد روح حاكم بر اين هفته مي بايست روحيه انقلابي و جهادي و مديريتي شهيدان رجايي و با هنر و در اصل ، فلسفه انقلابي همه دولتهاي اسلامي باشد و اعلام عملكرد دولت در امر مبارزه با فساد اداري و رانت هاي دولتي و معرفي مفسدان اقتصادي در كنار معرفي و تقديرازمديران دلسوز و متعهد و بهره برداري از پروژه هاي عمراني در سطح كشور با محوريت محروميت زدايي در كنار ارائه گزارش سياسي و قضايي در امر مبارزه با فساد اداري و تلاش هاي انجام گرفته براي سالم سازي محيط هاي دولتي و در نهايت افزايش ميزان اعتماد و اطمينان آحاد ملت به ساختار اداري دولت كه به افزايش اميد آنان به اصلاح امور آينده كشور خواهد انجاميد . هفته دولت ، فرصت مغتنم و مناسبي است تا مردم بدانند كه درطول يكسال گذشته چه اقدامات عملي براي اصلاح اموروسالم سازي محيط هاي اداري و شفاف سازي جريان امور در ادارات و سازمانهاي دولتي انجام گرفته و چه كساني در اين جريان مثبت ايجاد اخلال كرده اند و با چه كساني و با چه مشخصات فاميلي برخورد قاطع قانوني معمول گشته و چه كساني از بدنه عريض و طويل دولت در برابر وسوسه ها و دعوت ها و تقّرب هاي شيطاني مثلث شوم زر و زور و ترويز سر تعظيم فرود نياورده و عزّت و قداست دولت اسلامي را فداي اميال دون و بي ارزش فردي نكرده اند . بزرگداشت هفته هاي دولت در هر سال در صورتي كه توجهّي به اقدامات انجام گرفته در امر اصلاح بدنه دولت در سرتاسر كشورنشود ، امري تكراري خواهد شد و بي توجهي به نقاط كور و آسيب پذير ساختار دولتي در تمام بخشهاي سياسي و اقتصادي واجتماعي و فرهنگي ، روز به روز اميد به آينده را در توده ملّت از بين برده و روز به روز شاهد تقويت رانت ها و گروههاي غير قانوني براي سوء استفاده از خلاء هاي قانوني در نظام اداري كشور خواهيم بود.

]]>
Tue, 31 Aug 2010 13:05:38 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_66164.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-66164.html
زنده به گور شدن خانه اميركبير در تبريز و بي توجهي مسئولان ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-66163.html تاريخ هركشور و گذشته هر قوم و ملّتي ، سرمايه ارزشمند و گرانبهايي است كه مي توان با پاسداشت و گراميداشت آن ، حلقه هاي اتصال نسل ها را به يكديگر پر دوام تر نمود و به آن افتخار كرد . هر ملّتي كه تاريخ خود را چه زشت و چه زيبا ، به باد فراموشي بسپارد ، در حقيقت براي خود هيچ هويتي قائل نيست و در عرصه رقابت با ملل و نحل ديگر ، نخواهد توانست شناسنامه قابل عرضه اي ارائه كند و ديرينگي فرهنگ و تمّدن خويش را مطرح نمايد . تمام حوداث و اتفاقات و آثار و ابنيه اي كه مربوط به تاريخ يك ملّت است مي بايست به دقت حفاظت و نگهداري شده و در حافظه تاريخي تمام انسانها ثبت و ضبط شود چرا كه همه اين موارد چه آنهايي كه گوياي تلخ ترين روزگاران و منفور ترين چهره هاي تاريخي يك جامعه بوده و چه آنهايي كه خاطره اي شيرين و به ياد ماندني براي آحاد ملّت ها به ارمغان آورده است همه و همه ، بخشي از مجموعه تاريخ آن ملّت محسوب مي شوند كه براي پند و عبرت و يا الگو گرفتن براي ساختن آينده اي بهتر مي بايست مورد توجه جدّي مسئولين و روشنفكران و هنرمندان قرار گيرد . تبريز به عنوان يكي از شهرهاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي ايران عزيز ، داراي آثار ارزشمند متعدّد تاريخي است كه عموماً مورد بي مهري مسئولين امر قرار گرفته و گاه سايه سنگين سياست و يا سياسي كاري هاي غير كارشناسي و غير مسئولانه ، باعث هدم و نابودي و يا بي ارزشي آثار گرانقدر تاريخي در آن شده است كه نمونه بارز آن موضوع مسجد ارك تبريز مي باشد كه با وجود قدمتي چند صد ساله همچنان اسير ندانم كاري ها و بي توجهي ها و سياسي كاري هاي مسئولان مي باشد . نمونه بارز اين معضل ، خانه ميرزا تقي خان اميركبير در پاركي به همين نام در خيابان آزادي واقع در پشت ساختمان مركزي جهاد كشاورزي استان مي باشد كه بيش از 80% اين مكان تاريخي و ارزشمند فرو ريخته و نابود گرديده است . تماشاي اين ويراني كه حاوي پيام ويراني افكار بلند در برخي مسئولان استان مي باشد ، آنچنان غم انگيز و ملال آور است كه روح در كالبد آدمي را بي اختيار به تلاطم مي اندازد و غم انگيز تر آنكه در سي متري اين مكان ارزشمند كه با هزينه اي بسيار پايين مي توانستيم جلوي نابودي آنرا بگيريم ، كتابخانه و قرائت خانه اي به تازگي احداث شده كه دهها ميليون تومان هزينه تحميل شهرداري گرديده است كه مي توانستيم با يك ديد فرهنگي و آينده نگرانه و هماهنگي بسيار جزيي ميان شوراي شهر و مسئولين شهرداري و ميراث فرهنگي ، نيمي از هزينه احداث قرائت خانه جديد را صرف باز سازي و مرمت خانه رو به ويران اميركبير كنيم و قرائت خانه اي داشته باشيم كه در هر آجر و خشتش ، نام امير و نواي امير و روح بلند اميركبير احساس مي شد و انگيزه اي مي شد براي كتابخوانان و نوجوان و جوانان كه اين مكان پر انرژي را براي گذران اوقات فراغت خود و مطالعه انتخاب مي كنند . امروز قرائت خانه جديد الاحداث و بي روح و كم رونق به نام اميركبير دايرگرديده در حالي كه خانه مردي كه عظمتش به عظمت و بزرگي تاريخ ايران است در روبروي آن ناله و فرياد مي زند تا دستي از آستين مسئولان كلان شهر !! تبريز بر آيد و او را نجات بخشد تا سنّت شوم نا سپاسي و قدر نشناسي تاريخي مسئولان آذربايجان گريبانگيرش نشود. قطعاً اگر امروز دست به كار نشويم ، فردا شاهد ويراني كامل اين خانه تاريخي و آسفالت و كف سازي و زنده به گور كردن آن خواهيم بود و شايد صدها سال بعد كساني از جنس اميركبير پيدا شوند كه دوباره از دل خروارها خاك ، در جستجوي خانه اين مرد بزرگ تاريخ ايران بر آيند و بر گذشتگان اخير كه امروز در قيد حيات هستند و بر مسند قدرت اداري تكيه زده اند لعن و نفرين نمايند.

]]>
Tue, 31 Aug 2010 13:03:52 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_66163.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-66163.html
حاکميت فضاي سرد و بي روح بر سالن هاي سينما و نمايش تبريز http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-65310.html به همين منظور به مجتمع سينمايي 22 بهمن تبريز و سينما ناجي که اخيرا به بهره برداري رسيد رفتيم. فيلم سينمايي طلا و مس کاري از همايون اسعديان برنامه نمايش سالن بود.سئانس ساعت 9 را که معمولا بيشتر مورد توجه و استقبال مردم قرار مي گيرد انتخاب کرديم . 5 دقيقه به 9 وارد سالن شديم و نشستيم. فقط ما 6 نفر بوديم . منتظر شديم که بقيه مردم نيز بيايند و فيلم شروع شود. اما بلافاصله ساعت 9 فيلم شروع شد . گفتم شايد مردم دير کرده اند و در ترافيک سنگين شهر گير کرده اند و الان مي رسند. اما دقيقه ها گذشت و پس از تبليغات آغازين فيلم ، عقربه هاي ساعت 9 و 15 دقيقه را نشان داد و فيلم اصلي شروع شد . حتي يک نفر هم نيامد . کم کم داشتيم خجالت مي کشيديم که آپاراتچي و مامورين سينما بخاطر ما 6 نفر ماندند و مجبور به پخش فيلم شدند.سالني زيبا و مجهز با سيستم تهويه مناسب معطل ما 6 نفر شده بود .فيلم شروع شده بود و سير اصلي داستان در حال شکل گيري بود اما سناريوي ديگري در ذهن من شکل مي گرفت.تصوير و تصور اينکه اينهمه هزينه ساخت اماکن فرهنگي چرا بايد اينچنين مورد بي توجهي مردم قرار گيرد و چگونه است که قاطبه ملت بي توجه به مقولات فرهنگي در همين زماني که اين امکانات شايسته در حال ارائه خدمات است ، سرگردان در کوچه و بازار مي گردند و يا در کنار خيابان و پارک نشسته اند بي آنکه بتوانند اندوخته اي فرهنگي همراه با تغيير ذائقه اي براي خود و خانواده خويش داشته باشند.امروز آنچه در فضاي عمومي کشور مايه تاسف است اينکه بيهوده گذراني و بطالت در حال نهادينه شدن بوده و به جاي رونق بيش از پيش فضاهاي فرهنگيش و اجتماعي از جمله سالن هاي سينما و نمايش و گالري هاي هنري ، شاهد بي توجهي عمومي به اين مقولات هستيم . معضلي که شايد امروز چندان مورد توجه مديران جامعه و ارکان حاکميت قرار نگيرد اما در ميان مدت و دراز مدت مي تواند ذائقه فرهنگي ملت را بشدت تحت تاثير خود قرار داده و پوچي و بيهودگي و بطالت سرمايه ارزشمند زندگي يعني همانا عمر را به ارمغان بياورد.همان چيزي که دستهاي پنهان استثمار همواره در طول تاريخ به دنبال آن بوده و هستند و مقام معظم رهبري از آن به عنوان شبيخون فرهنگي ياد مي کنند.امروز متاسفانه به دلايل متعدد از جمله : سوء مديريت ها ، بخشي نگري ها ، رفتار هاي سليقه اي در استان هاي مختلف کشور ، دخالت هاي بي مورد برخي مقامات غير مسئول در مقولات فرهنگي و هنري ، در حاشيه قرار گرفتن نهاد هاي مسئول فرهنگي در برابر خود محوري هاي غير کارشناسي و غير مسئولانه اجتهاد هاي فرهنگي از سوي غير فرهنگيان ، مغاريت هاي آشکار در اعمال سياست هاي کلي نظام در نقاط مختلف کشور به نحوي که يک موضوع و تصميم واحد در استان هاي مختلف کشور به صورت هاي مختلف اجرا شده و يا جلوي اجراي آنها گرفته مي شودو دهها مورد ديگر شاهد بي توجهي عمومي به مقولات فرهنگي و هنري و رها شدن انسانها به هر صورت ممکن در طبيعت هستيم!امروز خالي بودن سالن هاي سينما و نمايش در آذربايجان شرقي و کلانشهر تبريز آن هم در فصل تابستان و فصل فراغت مردم و دانش آموزان و دانشجويان پيامي است براي گوش هاي شنوا - البته اگر باشد - تا چاره اي بيانديشند و با اصلاح رفتار هاي غير فرهنگي خود از بروز يک فاجعه فرهنگي در جامعه يعني زيستن مردم در خلاء و بي پشتوانه فرهنگي و هويتي که همانا بستر مناسبي براي شبيخون فرهنگي دشمن و هلاک کردن پيکر هاي بي جان و بي روح
انسان هاست جلوگيري نمايند. ]]>
Thu, 15 Jul 2010 00:15:52 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_65310.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-65310.html
ثبت جهاني بازار تبريز و بايدها و نبايدها ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-65309.html هفته اي كه گذشت خبر مسرت بخش ثبت بازار تبريز در فهرست آثار تاريخي جهان بعنوان طولاني ترين بازار مسقف در دنيا از سوي مسئولين امر اعلام گرديد.آنچه واضح و مبرهن است اينكه امروزه بسياري از كشورهاي جهان به اين موضوع مهمّ توجه نموده اند كه توريسم و گردشگري مي تواند به عنوان مهمترين و شايد اصلي ترين منبع درآمد و تقويت فضاي كسب و كار مطرح باشد و بر همين اساس به سرعت و با درايت و تدبير ، ساز وكارهاي تحقّق اين عامل تعيين كنندة اقتصادي را طرّاحي و اجراء نموده اند چرا كه جاذبه هاي گردشگري و آثار تاريخي هركشوري بعنوان مهمترين بخش از توجه گردشگران و جهانگردان را به خود جلب مي نمايد و درحقيقت اين افراد كه باعث رونق مالي قابل توجّه اقتصادي مكان مقصد در گردشگري مي شوند عمدتاً نه براي تفريح و سرگرمي كه بيشتر براي پر كردن اوقات فراغت خود از طريق آموزش و سياحت و كسب تجربه و اطّلاع از كمّ و كيف زندگي انسانها در كرة خاكي اقدام به مسافرت و صرف هزينه مي نمايند و مديران كشورهاي مقصد در گردشگري مي بايست تمام تمهيدات لازم براي برآورده ساختن اكثر انتظارات آنان را بينديشند.يقيناً پس از ثبت جهاني بازار بزرگ تبريز، ما شاهد حضور بيشتر جهانگردان و سيّاحان در تبريز خواهيم بود و موقعيّت وي‍ژه اي براي مديران استان آذربايجان شرقي ايجاد خواهد شد تا حضور اين افراد را چنان مديريت نمايند تا علاوه از تأثير چشمگير اين امر در اقتصاد منطقه ، نوعي تبادل فرهنگي و در حقيقت صادرات فرهنگي نيز به درستي و شايستگي انجام پذيرد تا موجبات سفرهاي بعدي ساير جهانگردان به تبريز فراهم گردد. يقيناً انجام هماهنگي هاي لازم بين بخشي با مسئوليت مستقيم جناب آقاي استاندار، با پذيرايي و استقبال شايسته از ميهمانان گردشگر داخلي و خارجي و ايجاد خاطرة خوش از سفر به تبريز، خواهد توانست بسياري از اقدامات ناهماهنگ و احياناً خودسرانه كه در نهايت به نارضايتي مراجعين و عليل شدن اين نوزاد تازه متولّد شده مي انجامد ، مرتفع نموده و بسترهاي لازم اجتماعي و سياسي براي حضور پررنگ گردشگران و جهانگردان فراهم گردد.بهر حال ، گذر يك جامعه ا ز دوران سنّتي به مدرنيته ، با حفظ اصول و اعتقادات ديني و اخلاقي پذيرفته شده ، آنچنان مديريّت هماهنگ ، يكپارچه و مقتدر مي طلبد تا بتوان با كمترين هزينه هاي مادّي و معنوي و انساني ، در مسير توسعه و پيشرفت جهاني گام برداشت و علاوه از اينكه در اين مسير تافتة جدا بافته معرفي نشد ، بلكه مهمترين اندوخته و ثروت ملّي خود را كه همانا تاريخ و فرهنگ چندهزار ساله و بي نظير ايران عزيز مي باشد به زيباترين شكل ممكن به جهان و جهانيان معرفي نمود و نعمتهاي خدادادي كه در اختيار اين ملّت شريف و با فرهنگ نهاده شده است در معرض ديد و بازديدهاي اهالي دنيا قرار داد و از ثمرات دنيوي و اقتصادي آن نيز ، ايرانيان نجيب بهره مند گردند.

]]>
Thu, 15 Jul 2010 00:12:52 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_65309.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-65309.html
خرمشهر امروز با خرمشهر ديروز يكي است ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-65308.html اسفند ماه 88 فرصتي دست داد تا با عده اي از دوستان و مديران آذربايجان شرقي در قالب كاروان راهيان نور سفري به مناطق جنگي جنوب داشته باشيم.
سفري مغتنم و ارزشمند با حال و هوايي متفاوت از همه سفرهايي كه تا كنون داشته ايم .
بازديد از مناطق عمومي عمليات هاي بدر و خيبر و كربلاي 4 و5 ، دهلاويه و طلائيه و شلمچه  و  هويزه و اروندكنار و شهرهاي اهواز و آبادان و خرمشهرو سوسنگرد جزو برنامه هاي سفربود كه قطعه قطعه خاك خوزستان فرياد خاموش جوانان ايران زمين را در دل خود نهفته دارد كه چگونه مردانه و غيوردر برابر دشمن متجاوز ،  تا پاي جان ايستادند و وجود نازنين خود را در زير خروارها خاك گرم و تفتيده كربلاي ايران نثار آزادي و آزادگي ملّت خود هديه كردند وما امروز......
سوم خرداد ماه سالروز آزادسازي خرمشهر عزيز از دست متجاوزان بعثي است .آن روز خبر آزادي خرمشهر آنچنان شور وشعفي در سرتاسر ميهن اسلامي مان ايجاد كرده بود كه مردم به خيابانها ريخته و با پخش شيريني و شكلات خوشحالي خود را به رخ دشمنان كشيدند.نبرد جانانه و غيرتمندانه و غرورآفرين بيت المقدس كه نزديك به يك ماه به طول انجاميد ، به اشغال 19 ماهه خرمشهر پايان داد و ضربه مهلك و جبران ناپذيري بر ماشين جنگي دشمن وارد ساخت .اهميّت فوق العاده اين پيروزي زماني بود كه عده اي از عناصر داخلي سعي در تضعيف نيروهاي مسلح در برابر دشمن تا دندان مسلّح داشتندو با تعلّل در كمك رساني به خط مقدم جبهه ، افكاري شيطاني در سر مي پروراندند .نيز اقدامات مخرّب سياسي جريان نفاق ، با نفوذ در اركان نظام ، تلاش گسترده اي براي ناكام نمودن پيروزي شكوهمند سال 1357 ملّت را هدايت مي نمودند كه همه اين عوامل در كنار معجزه بزرگ آزادسازي خرمشهر، در اين پيام امام راحل (ره) تجلّي پيدا كرد كه : خرمشهر را خدا آزاد كرد!
به هر روي 28 سال از آزادي خرمشهر و 21 سال از پايان جنگ تحميلي استكبار جهاني عليه ملت ايران مي گذرد امّا خرمشهري كه هيچ وجه تسميه اي از خرمي و آباداني در آن نيست همچنان صورت و ظاهري نازيبا و جنگ زده و مخروب دارد!
در سالهاي آغازين پس از جنگ ، بودجه هاي كلان براي بازسازي مناطق جنگي اعلام شد و عده اي از بزرگان نظام القاب سرداران سازندگي را يدك كشيدند و مردم ايران بغير از ساكنين مناطق جنگي تصوّرشان اين بود كه روز به روز به عمران و آباداني مناطق جنگي افزوده شده و
چهره ي نازيباي جنگ از اين مناطق زدوده مي شود . امّا زهي خيال باطل !
شهرهاي جنگ زده ايران اسلامي ، همچنان جنگ زده هستند و تنها فرقشان اين است كه جنگ نيست و دشمني به ظاهر وجود ندارد . امّا بقيه مسائل همچنان باقي است و سيماي شهر ، حكايت از جنگ و ويراني و خرابي دارد .
ازهمه ي اين تصاوير زشت و نازيبا كه در جاي جاي شهر ديده مي شود  بگذريم ، شايد مهمترين مسئله ، فقر و ناداري اكثريت مردم اين مناطق است كه به نان شب خود نيز محتاج هستند .
بيكاري و بي عاري و بي حوصلگي از سر و صورت ساكنين شهرهاي جنگ زده كه كنار خيابانها نشسته اند مي بارد . زندگي در آلونك هاي ساخته شده از بلوك هاي سفالي در لابلاي نخل ها سوخته جنگ ، آينده اي نه چندان روشن براي كودكان و نو جوانان سر گردان در كوچه ها ي خاكي و بدون كوچكترين امكانات تفريحي وسرگرمي رقم مي زند.
يقيناً بي توجهي به مشكلات مذكور در مناطق مرزي كشور ،
مي تواند زمينه مساعدي براي مشكلات متعدد سياسي و اجتماعي باشدو كلّ كشور از تبعات آن متأثر گردد.
بي توجهي امروز كه مي تواند پشيماني بزرگي براي سالهاي آينده ايجاد كند كه همّتي مردانه و غيرتمندانه و متعصّبانه از دولت محترم عدالت محور انتظار مي رود تا با همان روحيه انقلابي كه از آن سراغ مي رود ، در يك برنامه و مديريت ضربتي وارد نوار مرزي جنوب و جنوب غربي كشور شود و با استفاده از پتانسيل هاي محلّي ، براي دنياي ساكنين اين مناطق و آخرت خويش گامهاي اساسي براي زدودن چهره كريه فقر و بيچارگي و خرابي و ويراني بردارند.
ساقي نيز بر حسب وظيفه ملّي و ديني خود آماده است در برداشتن اين گامهاي بلند ، نقشي ماندگار ايفاء كند به همان ميزان كه جوانان اين آب و خاك براي آزاد سازي خرمشهر از دست دشمن بعثي از جان خود گذشتند ، ساقي نيز از همه هستي خود براي آزاد سازي خرمشهر از ويراني و خرابي و عقب ماندگي بگذرد !  

]]>
Thu, 15 Jul 2010 00:09:55 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_65308.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-65308.html
تلخي برخورد صادقانه یا شیرینی کاذب منافقانه؟ http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-65307.html هفتم تيرماه يادآور حادثه دلخراش و جانسوز انفجار دفتر حزب جمهوري اسلامي و شهادت آيه الله بهشتي و ياران صديق انقلاب است .اين اقدام تروريستي وحشتناك علاوه از آنكه ماهيت غير انساني مدعيان دروغين و طلبكاران انقلاب اسلامي ملت ايران را آشكار ساخت و خط بطلان بر تمام شعارهاي به ظاهر زيبا اما فريبنده آنان كشيد ،  شوك بزرگي بر نهال نوپاي انقلاب در ايران وارد ساخت و مظلوميت ياران وفادار ملت را در قبال تئوري هاي خائنانه دشمنان به ظاهر دوست و تماميت خواهان به ظاهر دموكرات ،  به اثبات رسانيد.
همچنين حوادث پي در پي تروريستي در كشور كه عمدتا مسئولان رده بالاي نظام را براي يكسره كردن كار انقلاب نشانه رفته بود آنچنان فشاري بر امام امت (ره) وارد ساخت كه اگر صبر و شكيبايي و درايت اين مرد بزرگ تاريخ ايران نبود سررشته امور به سرعتي باورنكردني از هم مي گسست و جنگ و خونريزي داخلي تمام كشور را فرا مي گرفت.
شهيد بهشتي كه در راس مناظرات فكري و ايدئولوژيكي انقلاب در مواجهه با سردمداران جريان ماركسيسم و حزب توده قرار داشت و توانسته بود با مباحثات علمي و نه جدال فيزيكي ، بي هويتي جريان هاي مذكور را به اثبات رسانيده و بزرگان اين دو جريان آن روز تاريخ ايران را ، باطنا بر توخالي بودن تفكراتشان متقاعد سازد ، در نوك حمله بدخواهان از هر سو ، چه از سوي دشمنان و چه از سوي دوستان غافل قرار گرفته بود و هر روز موجي از اتهامات  از خانه هاي تيمي دوست و دشمن بر ايشان گسيل مي شد.در اين بين انتخاب و ترجيح برخوردهاي صادقانه اما تلخ و دوري از برخوردهاي منافقانه اما شيرين ، توسط ايشان ، بر شدت جريان مخالف افزوده تا بدانجا كه دستهاي دوست و دشمن در هم گره خورد و شهادت مظلومانه دكتر بهشتي و 72 تن از ياران او رقم خورد.امام خميني (ره) در وصف شهيد بهشتي فرمودند: بهشتي مظلوم زيست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام شد.اين شايد زيباترين و موجزترين بيان و كلام كوتاه در معرفي ابعاد شخصيتي و زندگي سياسي و مبارزاتي شهيد بهشتي باشد كه به زيبايي از زبان رهبر فرزانه انقلاب طرح و در تاريخ ايران به ثبت رسيد.اما  حقيقت اين است كه جريان تاريخ انقلاب نتوانست تلخي برخوردهاي صادقانه را در برابر شيريني هاي كاذب منافقانه نهادينه نمايد و به جاي ترويج صداقت در فضاي عمومي كشور ، و در تمام شئونات مختلف سياسي و اقتصادي و اجتماعي جامعه ، متاسفانه شيريني كاذب نفاق و دروغگويي و دو رويي و چند رويي ، روز به روز رشد كرد و امروز شاهد از هم گسيختگي اخلاقي در اداره امور كشور هستيم.يقينا صداقت و راستي تلخ در جامعه ، از چنان مقبوليتي از سوي مردم برخوردار است كه نفاق شيرين برخوردار نيست. امروز براي اشاعه اخلاق اسلامي در كشور مي بايست با سازو كارهاي فرهنگي ، تلخي برخورد صادقانه بر شيريني كاذب منافقانه در ذائقه ملت شيرين و شيرين تر احساس شود. آن چيزي كه جامعه امروز ايران به شدت بدان محتاج است.

]]>
Thu, 15 Jul 2010 00:08:01 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_65307.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-65307.html
مديران عاشق و پر انرژي فداي بازي " مصلحت و سياست " در استان http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-64358.html دنيا به سرعت در حال پيشرفت است . اين پيشرفت مرهون ارج نهادن به مقام شامخ انسان در چرخه توليد و كسب و كار است .
سرمايه و پول و ماده ، همه و همه در اختيار انسان قرار دارند تا او را درسيدن به مدارج ترقي ياري نمايند.
محور توسعه بر اساس وجود انسان پايه ريزي شده و ساير امكانات اعم از پول و تكنولوژي و صنعت در خدمت او قرار دارند تا با توسل به منشاء قدر ت و آفرينش و بارگاه كبريايي حق ، روز به روز بر مشكلات اجتماعات بشري فائق آيد . بنابراين هر كشوري كه پايه و بنياد همه تصميمات و برنامه هاي خود را بر محور انسان قرار دهد خواهد توانست با كمترين حاشيه ها ، بيشترين توجهات را به متن و اصل موضوعات داشته باشد و بتواند روز به روز در جهت توسعه و پيشرفت و آرامش و آسايش انسانها گام بردارد .
متأسفانه كشور عزيزمان ايران ، از چنين حال و هوايي در مديريت هاي اجتماعي برخوردار نبوده و همواره انسان فداي دو عنصر پليد مصلحت و سياست شده است .
اين بيماري مسري در تمام شئونات مديريتي كشور رخنه پيدا كرده و هيچ سيستم و سازوکاري ايجاد نشده تا يكبار براي هميشه جلوي اين عادت ناپسندو مذموم مديريتي در كشور گرفته شود .
امروزه هركس كه قدرت بيشتري داشته باشد مي تواند هرتصميمي كه بگيرد همان را عيناً عملي سازد بي آنكه نهادي ، مرجعي و سيستمي بخواهد يا بتواند جلوي او را بگيرد . عين فضاي جنگل كه هركس قدرت بيشتري داشته باشد مي تواند ضربه محكم تر و كاري تر بزند و حريف را براي هميشه از صحنه روزگار محو و نابود سازد .
صد افسوس كه اين شيوه ناپسند در مديريت هاي كشوري به همه نقاط آن سرايت كرده و در همه روستاها و شهرهاي كشور مشابه سازي و تكثير شده است.
امروزه مديري كه آستين ها را بالا زده و عاشقانه براي وطن و متعهدانه براي دين و عاقلانه در تدبير امور تلاش مي كند و توجهي به حاشيه هاي بي ارزش ندارد به يكباره خبر تحركات مذموم همان حاشيه ها را البته قوي تر از متن ، مي شنود كه فلاني مي خواهد تو در آنجا نباشي !!! و همان فلاني كه به صندلي داغ نمايندگي مردم و يا قدرت حاكميت تكيه زده
بي آنكه شايد شايستگي آن را هم داشته باشد به راحتي
مي تواند با جمع و جور كردن دلايل واهي و آينده نگرانه براي انتصاب و انتخاب مجدد خود در انتخابات شوراي شهر يا مجلس شوراي اسلامي و يا رياست هاي دولتي ، نسبت به
مهره چيني هاي حقيرانه مبادرت نمايد كه تا اينجاي موضوع همه غير انساني است و عبث ! امّا داستان به همينجا ختم
نمي شود چرا كه برا ي رسيدن به اهداف غير معقول و
غير معروف و غير مشروع ، نياز به مديراني است كه ظاهراً اداي مديريت در بياورند امّا در باطن غلام حلقه به گوش همان مردان سايه سياست و حاشيه و مصلحت باشند تا بتوانند
زمينه هاي اجتماعي لازم براي اغفال مجدّد افكار عمومي و خصوصي را جهت غصب صندلي هاي خدمت !!! فراهم سازند .
اينجاست كه چرخه مديريت جامعه دچار قهقرا شده و روز به روز عقب تر و عقب تر مي رود و به جاي اينكه تغيير
مديريت ها و مديران به رشد و تعالي امورات انسان ها ختم شود تنها به تغيير چهره ها انجاميده و بجاي انتصاب و بگارگيري مديران قوي تر از مديران قبلي ، مديران
ضعيف تر از مديران قبلي روي كار مي آيند و ...خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل !
تبريز عزيز و پير و كهنسال ما نيز مدتي است به چنين
بيماري اي  مبتلا شده و روز به روز به جاي درمان اين بيماري دامنه سرايت آن بيشتر و بيشتر مي شود.
نگاهي كارشناسي به انتصابات مديران در سالهاي اخير در اين شهر عزيز تر از جان و استان زر خيز آذربايجان شرقي ، حاكي از وجود شدت اين بيماري در منطقه است و هر ورز خبرهاي ناخوشي از آن شنيده مي شودكه جاي بسي تأسف و اندوه است .
يقيناً همه كساني كه به خاطر مصلحت و سياست ، چرخه قوت مديريتي استان و تبريز را به ضعف و نابخردي سوق مي دهند علاوه از پاسخگو بودن در پيشگاه حضرت باريتعالي ، يقيناً اعتماد مردم به خود را سلب و ساقط نموده و همه رشته هاي آنان براي بقاي بي ارزش خود با چنين رفتارهاي
ناجوانمردانه اي  در كوتاه مدت پنبه خواهد شد .
قلب بيمار اين عزيزان را به نيايشي از مرحوم دكتر علي شريعتي كه اين روزها سالگرد هجرت غريبانه اين عزيز سفر كرده است معطوف مي نمايم كه : خدايا: "عقيده " مرا از دست "عقده ام" مصون بدار .
خدايا : انديشه و احساس مرا در سطح پائين مياور كه
زرنگي هاي حقير و پستي هاي نكبت بار و پليد » شبه آدم هاي اندك « را متوجه شوم چه ، دوست تر مي دارم » بزرگواري گول خور « باشم تا همچون اينان»كوچكواري گول زن« .
خدايا : مرا ازين فاجعه پليد" مصلحت پرستي " كه چون همه كس گير شده است، وقاحتش از ياد رفته و بيماري اي شده است كه از فرط عموميتش ، هركه از آن سالم مانده باشد بيمار مي نمايد مصون بدار تا : به رعايت مصلحت ، حقيقت را ذبح شرعي نكنم !     ]]>
Sun, 20 Jun 2010 22:33:17 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_64358.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-64358.html
جانان من اندوه لبنان کشت ما را !! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-64251.html هفته گذشته ، چهارمين قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران صادر شد و تحريم هاي جديد اقتصادي و نظامي بر ضد کشور عزيزمان وضع گرديد.اما آنچه اين قطعنامه را با ساير قطعنامه هاي صادره قبلي متمايز مي ساخت همراهي کشور هاي چين و روسيه و راي ممتنع لبنان با آنان بود.چين که در مناقشات سياسي ايران و آمريکا همواره درصدد استفاده حداکثري از اين فضاي بوجود آمده براي گسيل اجناس بي کيفيت و درجه چندم خود به ايران بود اينبار گويا منافع اقتصادي مهمتري بدست آورده و يا از ناگزير بودن بازار ايران از واردات اجناس بنجل چيني مطمئن است و شايد با ديپلماسي جديد خود توانسته به هر دو هدف خود نائل گردد.روسيه نيز که از ديرباز ، همواره معامله گر يک سويه و زالوصفتي بود اينبار نيز پس از بهره کشي هاي متعدد تاريخي از ملت و دولت ايران ، همصدا و همگام با آمريکا سعي در زير فشار قرار دادن ايران نمود تا شايد از اين آشفته بازار سياسي ، منافع ميان مدت و دراز مدت خود را در منطقه تامين نمايد. اما آنچه جداي از همراهي چين و روسيه در صدور قطعنامه جديد عليه کشورمان بيشتر حائز توجه و بازنگري است ، راي ممتنع لبنان به اين قطعنامه بود.حافظه تاريخي ملت ايران به خوبي ميزان حمايت هاي گسترده مادي و سياسي و ديپلماتيک انقلاب اسلامي ايران در طول سي سال گذشته از استقلال و تماميت ارضي لبنان را فراموش نکرده است.فراموش نکرده ايم که همين چندسال پيش اندوه لبنان ما را مي کشت و داغ دير ياسين کمرمان را مي شکست.فراموش نکرده ايم ، مردان بزرگ اين آب و خاک همچون امام موسي صدر ها و دکتر چمران ها را که از همه هستي خود گذشتند و جلاي وطن کردند و براي اعتلاي سرزمين و ملت لبنان ، مهاجر الي الله شدند و امروز اينگونه پاسخ ناجوانمردانه از لبنان به گوش ملت ايران مي رسد !!!آيا راي ممتنع لبنان به قطعنامه شوراي امنيت که در حقيقت راي مثبت به آن در تحريم ايران ارزيابي مي شود ، دولتمردان و سياسيون نظام  در روابط خود با لبنان تجديد نظر خواهند نمود؟آيا اين قدر نشناسي دولتمردان لبنان را در روابط آينده خود تلافي خواهيم کرد؟آيا دولتمردان ايران سفري به لبنان و پايتختش بيروت داشته اند تا ببينند که چگونه مردم لبنان ، بر خلاف آن همه سرمايه گذاري ايران ، و آن همه تبليغات داخلي ما ، هيچ توجهي به ايران و ايراني جماعت نداشته و ندارند و اساساً در دو دهه اخير نداشته اند ! و آيا در اين سالها متوجه نشده اند که بخش اعظمي از افکار عمومي داخلي لبنان ، ديدگاه انقلابي به فداکاري ها و توجهات وافر و صرف هزينه هاي غير قابل جبران مادي و سياسي نظام اسلامي ايران نداشته و ندارند؟لبنان ديروز ، آنجا که هر سو صد شهيد خفته داشت و آنجا که هر کويش غمي بنهفته داشت ، امروز هر سو صد فريب تازه دارد و آنجا هر مسيرش صد کمين خفته دارد.بايد هوشيار شد تا قوام و دوام ديپلماتيک ايران اسلامي فداي احساسات نگردد و هزينه هاي سياسي نظام را با درايت و تدبير به فرطه بيهودگي سوق نداد .ملت ايران و نظام و انقلاب اسلامي در طول سي سال گذشته با تبعيت از منشور اخلاقي و انساني خويش که الهام گرفته از تعاليم ارزشمند اسلامي ناب محمدي (ص) بود از هيچ کوششي براي حل مشکلات لبنان فروگزار نکرده و وظيفه انقلابي خود را به شايستگي انجام داده است و از همين منظر هم مي توان توجيهي عقلي و شرعي بر عملکرد خود داشته باشيم اما امروز با تغيير اوضاع سياسي جهان و حل اکثر مشکلات لبنان مي بايست تغيير اساسي در نگرش نظام به لبنان ايجاد شود که چنين تغييري در آينده نزديک دور از ذهن نخواهد بود.

]]>
Tue, 15 Jun 2010 14:53:19 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_64251.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-64251.html
كور سوي عدل كياني در فضاي مرده تئاتر تبريز http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-64194.html پنجشنبه هفته اي كه گذشت آخرين روز اجراي نمايش شب روي سنگفرش خيس نوشته اكبر رادي و كاري از امير حجازي و با هنرمندي جمعي از سه نسل تئاتر تبريز در تالار تربيت بود.
حضور مجدد در فضاي همچنان قديمي و دست نخورده تالار تربيت كه شايد قديمي ترين تالار نمايش تبريز باشد حال و هواي خاص خود را داشت.
دقيقا بيست سال پيش با شور و شوق نوجواني با بچه هاي علاقمند به هنر نمايش در سالن كوچك زير زمين تالار تربيت به تمرين نمايش هاي مختلف مي پرداختيم و سرگرمي سالمي تحت نظر اساتيد آن دوره براي خود ايجاد كرده بوديم .
تالار تربيت امروز ، همان تالار تربيت سالهاي دور است كه رنگ و بوي قدمت از سر و روي آن مي بارد و در اين سالها حتي سيستم تهويه آن نيز سر و سامان نيافته تا علاقمنداني كه به اشتباه ! سري به اين تالار مي زنند تا از دنياي هنر و ظرافت طبع انساني به دور نباشند ، از هواي نامناسب و گرم و نامطبوع آن كلافه نشوند و پشت سر مسئولين فرهنگي استان بد و بيراه نگويند!
بهرحال ، تماشاي چهارساعته يك نمايش در آن فضاي نامناسب كه به گفته كارگردان عزيز آن ،كه فقط با عشق امكان پذير مي باشد خاطره اي دوباره بر دفتر خاطرات من از تالار تربيت نگاشت .
وجد و شادماني حاصل از ديدار دوباره هنرمندان پيشكسوت تئاتر تبريز همچون آقايان منصور حميدي ، محمود اخي، احمد قهرماني ، مرتضي رضايي ، خسرو پاياب در كنار جوانان مستعد امروزي همچون شهرام خزرايي ، علي پوريان، فاطمه حسيني، رقيه شادخواه، جمال ساقي نژاد، و فرناز قاليباف و همه گروه 20 نفره نمايش و بچه هاي فني نظير آيلا اكبري ، المان نيكمندان، بهرام نوبري ، رضا فلاحيان، رضا سلطان پور، محمدرضا صادقي، معين علوي، كمال وحيدي، احسان بهتاسي، كمال علوي آنچنان زائدالوصف بود كه در قالب كلام و كلمات نمي گنجد . گويا كور سوي عدي كياني در فضاي مرده تئاتر تبريز احساس مي شود. گويي اين هنر اصيل كه مادر هنرهاست ، از آسيب طوفان ها و تندبادهاي حوادث قهرآميز بي عنايتي مسئولين فرهنگي استان هنوز رمقي در جان دارد . انگار تئاتر تبريز بصورت كامل نمرده و هنوز نفس هايي براي كشيدن در وجود نحيفش باقي مانده است.
اين، بسيار مسرت بخش است كه تئاتر تبريز همچون سينمايش ، موسيقي اش، و اساسا مكتب فلسفي و هنري تبريز اش، سر به نيست نشده است ! هنوز گويا جاي اميدي هست .
نگارنده در اين مجال ، قصد نقد و بررسي شكلي و محتوايي نمايش مذكور را ندارد كه البته سخن در اين باب بسيار است و در بضاعت اندك اش نمي گنجد و اهل فضل و هنر بايد ، تا سخن افتتاح گردد و سره از ناسره تشخيص داده شود و راه براي طي مسير ، روشن تر و شفاف تر گردد و باب نقّادي و كنكاش همچنان مفتوح بماند . اما به ذكر همين مقدار بسنده مي گردد كه هنرمندان تبريز و گونه هاي مختلف هنر در تبريز سخت نيازمند توجه و اهتمام ويژه مديران استان و بويژه شخص آقاي استاندار و معاون سياسي ايشان كه اتفاقا سابقه مديريت فرهنگي در استان را نيز دارند و همچنين مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان است . هنر و هنرمندان تبريز مدتي است فراموش شده اند . نمرده اند اما هر روز مرگ تدريجي استعدادهاي خود و ديگران را به چشم مي بينند. پيشكسوتان هنر به كنج عزلت خزيده اند و دست ياريگري نيست به ياري آنان بشتابد . اساتيد هنر از بي توجهي مديران ارشد استان گله مند هستند و هنر آنان همراه با سوز دلشان ، كوهي از غصه و اندوه در دلهايشان بوجود آورده است.
تالارهاي شهر ديگر ميزبان نفس هاي گرم و دلهاي پرشور و عاشق و خدايي هنرمندان نيست و هر از چند گاهي سماجت و پر رويي معدودي از هنرمندان جوان و بي توجه به ناملايمات روزگار ! شور و حالي دوباره بر تالارهاي شهر مي بخشد.
اجراي كنسرت هاي فاخر ايراني و آذري ، نمايش هاي ارزشمند برگرفته از متون ادب پارسي و فولكلور آذربايجان ، برنامه هاي شاد و فرهنگي و آموزنده براي سنين مختلف ، جايشان در زندگي مردم تبريز و آذربايجان خالي است و رسانه ملي در استان نيز به شدت دچار روزمرگي و روزمردگي شده است ! در حالي كه دولت خدمتگزار دهم ، اولويت اين دوره چهار ساله را ، كارهاي فرهنگي و هنري اعلام كرده و جلسات هيئت محترم دولت در سفرهاي استاني در دور جديد ، با محوريت مسائل فرهنگي انجام مي شود و حمايت هاي دولت عمدتا براي اين بخش در نظر گرفته شده است .
لذا جا دارد مسئولين ارشد استان و فرمانداران محترم و بويژه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كه اخيرا با انتصاب مدير كل جديد ، روح تازه اي در كالبد آن دميده شده است ، با عزمي جزم و اراده اي استوار ، فضايي فرهنگي و هنري در استان آذربايجان شرقي ايجاد كنند و جوّ فرهنگي را بر فضاي نامطلوب غير فرهنگي استان چيره سازند . انشاء الله

]]>
Fri, 11 Jun 2010 13:39:49 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_64194.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-64194.html
21سال بي فروغ رخ ساقي http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-63588.html امسال در حالي در سالگرد عروج ملكوتي اش به سوگ مي نشينيم كه در دل هاي زيادي با او براي گفتن و نجوا كردن داريم:انقلاب شكوهمند ملّت بزرگ ايران ، روزهاي سختي را مي گذراند . دوستان انقلاب در صف ريزش ها قرار گرفته و بستر رويش ها بسته شده است.
انقلابيون ديروز كه در كنارت بودند و يار و ياورت ، امروز حرف هاي تازه اي درباره? آنان گفته مي شود و معلوم نيست انقلابيون امروز در آيينه? فرداي تاريخ اين مرز پرگهر ، چگونه ارزيابي خواهند شد؟
 فتنه در جاي جاي نظام رخ مي نمايد و دشمن زبون امّا غدّار ، با تصوّر باطل خويش بر اختلافات برادران ديروز و معارضين امروز پوزخند مي زند.
صف آرايي هاي ديروز كه از دو جبهه حق و باطل تشكيل مي شد تغيير استراتژي داده و به صفوف حق در برابر حق تبديل شده اند.
آستانه تحمل يكديگر بويژه در ميان انقلابيون به شدت كاهش پيدا كرده است .
امروز ديگر از برادر خطاب كردن يكديگر خبري نيست و نابرادري ها جاي خويشاوندي ها و برادري ها  را گرفته است.
امروز هر كسي قدرتي مالي يا سياسي به دست مي آورد بجاي ايثار و فداكاري ، دوست و هم سنگر ديروز خود را به ضدانقلابي و انحراف از مسير انقلاب متهم مي سازد و تسويه و پاك سازي و......
امروز از گذشت و از جان گذشتگي هاي ديروز خبري نيست . هركس حرفي مي زندو نظري اظهار مي كند اگر به مذاق مخاطبش خوش نيايد به راحتي در صف ريزش هاي انقلاب قرار مي گيرد.
امروز عادت ناپسند : اگر بامن نيستي پس بر مني ، در فضاي سياسي كشور حاكم شده است .
ديگر از گريه هاي شوق ديدار امام امّت كه ذوب اخلاص و يكرنگي دل هاي آن زمان بود خبري نيست.
امروز ابراز احساسات انساني تبديل به عقده گشايي هاي نازيبا شده اند.
امروز بجاي قرار گرفتن همه? دلسوزان انقلاب در صف انقلابيون براي تقويت جبهه? حق در برابر باطل ، جنگ رنگ ها در گرفته است .
امروز جريان شوم حذف از درون به شدت آغاز شده و انقلابي ديگر در داخل انقلاب عظيم تو روي داده است . اما نه از جنس انقلاب مقدّست. كه از جنس زير و رو شدن و ديگر هيچ!
اي امام عزيز، امروز سخت محتاج شفاعت تو در پيشگاه حضرت حق هستيم . نظر لطفي نما و اين حصن حصيني كه بنيان نهاده اي از فتنه و آسيب دوستان ناآگاه و دشمنان آگاه مصون بدار و از زبان مقلّد مجاهدت ، مرحوم دكتر شريعتي چنين زمزمه مي كنيم اي امام اّمت ،خميني كبيركه :اي خداوند ، به علماي ما مسئوليت ؛به عوام ما علم ، به مومنان ما روشنايي ، به روشنفكران ما ايمان ، به مسلمانان ما قرآن ، به شيعيان ما علي و به حسودان ما شفا و به فحّاشان ما ادب و به همه? ملّت ما همّت تصميم و استعداد فداكاري و شايستگي نجات و عزّت ببخش !

]]>
Wed, 02 Jun 2010 01:14:04 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_63588.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-63588.html
خرمشهر امروز با خرمشهر ديروز يكي است ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-63480.html سفري مغتنم و ارزشمند با حال و هوايي متفاوت از همه سفرهايي كه تا كنون داشته ايم .
بازديد از مناطق عمومي عمليات هاي بدر و خيبر و كربلاي 4 و5 ، دهلاويه و طلائيه و شلمچه  و  هويزه و اروندكنار و شهرهاي اهواز و آبادان و خرمشهرو سوسنگرد جزو برنامه هاي سفربود كه قطعه قطعه خاك خوزستان فرياد خاموش جوانان ايران زمين را در دل خود نهفته دارد كه چگونه مردانه و غيوردر برابر دشمن متجاوز ،  تا پاي جان ايستادند و وجود نازنين خود را در زير خروارها خاك گرم و تفتيده كربلاي ايران نثار آزادي و آزادگي ملّت خود هديه كردند وما امروز......
سوم خرداد ماه سالروز آزادسازي خرمشهر عزيز از دست متجاوزان بعثي است .آن روز خبر آزادي خرمشهر آنچنان شور وشعفي در سرتاسر ميهن اسلامي مان ايجاد كرده بود كه مردم به خيابانها ريخته و با پخش شيريني و شكلات خوشحالي خود را به رخ دشمنان كشيدند.نبرد جانانه و غيرتمندانه و غرورآفرين بيت المقدس كه نزديك به يك ماه به طول انجاميد ، به اشغال 19 ماهه خرمشهر پايان داد و ضربه مهلك و جبران ناپذيري بر ماشين جنگي دشمن وارد ساخت .اهميّت فوق العاده اين پيروزي زماني بود كه عده اي از عناصر داخلي سعي در تضعيف نيروهاي مسلح در برابر دشمن تا دندان مسلّح داشتندو با تعلّل در كمك رساني به خط مقدم جبهه ، افكاري شيطاني در سر مي پروراندند .نيز اقدامات مخرّب سياسي جريان نفاق ، با نفوذ در اركان نظام ، تلاش گسترده اي براي ناكام نمودن پيروزي شكوهمند سال 1357 ملّت را هدايت مي نمودند كه همه اين عوامل در كنار معجزه بزرگ آزادسازي خرمشهر، در اين پيام امام راحل (ره) تجلّي پيدا كرد كه : خرمشهر را خدا آزاد كرد!
به هر روي 28 سال از آزادي خرمشهر و 21 سال از پايان جنگ تحميلي استكبار جهاني عليه ملت ايران مي گذرد امّا خرمشهري كه هيچ وجه تسميه اي از خرمي و آباداني در آن نيست همچنان صورت و ظاهري نازيبا و جنگ زده و مخروب دارد!
در سالهاي آغازين پس از جنگ ، بودجه هاي كلان براي بازسازي مناطق جنگي اعلام شد و عده اي از بزرگان نظام القاب سرداران سازندگي را يدك كشيدند و مردم ايران بغير از ساكنين مناطق جنگي تصوّرشان اين بود كه روز به روز به عمران و آباداني مناطق جنگي افزوده شده و
چهره ي نازيباي جنگ از اين مناطق زدوده مي شود . امّا زهي خيال باطل !
شهرهاي جنگ زده ايران اسلامي ، همچنان جنگ زده هستند و تنها فرقشان اين است كه جنگ نيست و دشمني به ظاهر وجود ندارد . امّا بقيه مسائل همچنان باقي است و سيماي شهر ، حكايت از جنگ و ويراني و خرابي دارد .
ازهمه ي اين تصاوير زشت و نازيبا كه در جاي جاي شهر ديده مي شود  بگذريم ، شايد مهمترين مسئله ، فقر و ناداري اكثريت مردم اين مناطق است كه به نان شب خود نيز محتاج هستند .
بيكاري و بي عاري و بي حوصلگي از سر و صورت ساكنين شهرهاي جنگ زده كه كنار خيابانها نشسته اند مي بارد . زندگي در آلونك هاي ساخته شده از بلوك هاي سفالي در لابلاي نخل ها سوخته جنگ ، آينده اي نه چندان روشن براي كودكان و نو جوانان سر گردان در كوچه ها ي خاكي و بدون كوچكترين امكانات تفريحي وسرگرمي رقم مي زند.
يقيناً بي توجهي به مشكلات مذكور در مناطق مرزي كشور ،
مي تواند زمينه مساعدي براي مشكلات متعدد سياسي و اجتماعي باشدو كلّ كشور از تبعات آن متأثر گردد.
بي توجهي امروز كه مي تواند پشيماني بزرگي براي سالهاي آينده ايجاد كند كه همّتي مردانه و غيرتمندانه و متعصّبانه از دولت محترم عدالت محور انتظار مي رود تا با همان روحيه انقلابي كه از آن سراغ مي رود ، در يك برنامه و مديريت ضربتي وارد نوار مرزي جنوب و جنوب غربي كشور شود و با استفاده از پتانسيل هاي محلّي ، براي دنياي ساكنين اين مناطق و آخرت خويش گامهاي اساسي براي زدودن چهره كريه فقر و بيچارگي و خرابي و ويراني بردارند.
ساقي نيز بر حسب وظيفه ملّي و ديني خود آماده است در برداشتن اين گامهاي بلند ، نقشي ماندگار ايفاء كند به همان ميزان كه جوانان اين آب و خاك براي آزاد سازي خرمشهر از دست دشمن بعثي از جان خود گذشتند ، ساقي نيز از همه هستي خود براي آزاد سازي خرمشهر از ويراني و خرابي و عقب ماندگي بگذرد !   ]]>
Thu, 27 May 2010 02:55:43 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_63480.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-63480.html
واحدهاي دانشگاه آزاد اسلامي اسيرمبادلات فردي و سياسي ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-63331.html تأسيس دانشگاه آزاد سلامي از جمله اقدامات شايسته نظام جمهوري اسلامي ايران در حوزه علم و انديشه بود كه به پيشنهاد مرحوم دكتر علي شريعتي در قبل از انقلاب ، چهارچوب فكري آن شكل گرفت و پس از انقلاب به همّت بزرگان نظام عملي شد.
ظرفيت محدود پذيرش دانشگاههاي دولتي و خيل عظيم مشتاقان علم و تحصيل و رشد روزافزون جمعيّت كشور و وجود سياست هاي تشويقي دهه اول انقلاب براي رشد جمعيّت كه در جاي خود قابل تأمّل و عبرت آموزي است باعث گرديد تا مسئولان كشور به فكر توسعه فضاهاي دانشگاهي افتاده و از سوي ديگر كمبود اعتبارات دولتي براي اداره  دانشگاهها نيز مزيد بر علّت شد تا نسل جواني كه در راه است تا در نتيجه همان سياست هاي تشويقي دولت براي افزايش جمعيّت ، خواهان شغل و مسكن و تحصيل باشند ، در حوزه ي تحصيلات عاليه با رويكرد جديدي مواجه گشته و بتوانند در آزموني بزرگ به نام كنكور ، پاي به عرصه دانشگاه باز كنند.
بررسي عملكرد بيش از دو دهه  دانشگاه آزاد سلامي به خوبي مؤيد اين واقعيت است كه تأسيس اين دانشگاه توانسته پاسخگوي خيل عظيم مشتاقان تحصيلات عاليه بوده و در ارتقاء سطح علمي جامعه و سواد آكادميك در كشور نقشي بسيار ارزنده و غير قابل انكار ايفا كند .
نيز موفقيّت هاي ديگر در عرصه هاي منطقه اي و جهاني بويژه در بين كشور هاي اسلامي در توليد علم و
جنبش نرم افزاري همه و همه مزيد بر موفقيّت اصلي دانشگاه در توسعه كمّي مراكز دانشگاهي در اقصي نقاط كشور
مي باشد كه همين سياست توسعه مكاني دانشگاه در اكثر شهرهاي ايران عزيز ، بسياري از مشكلات اقتصادي
خانواده ها در علم آموزي فرزندان و نيز مسائل اجتماعي
مبتلا به دانشجويان را تا حدود زيادي مرتفع نمايد.
اما همين گستردگي مكاني و جغرافيايي دانشگاه آزاد اسلامي در شهر هاي كشور حتي در دورترين نقاط شهري  ضعف نظارتي بر عملكرد واحدهاي دانشگاهي را فراهم آورده طوري كه وضعيت فعلي واحد هاي دانشگاه آزاد اسلامي در بسياري از استانهاي كشور حاكي از نوعي
بي نظمي عمومي و سوء استفاده هاي محلّي به واسطه ي انتصاب برخي از رؤساي بي تجربه يا كم تجربه و يا اسير در معاملات سياسي منطقه مربوطه مي باشد .
حقيقت تلخ اين است كه انتصاب جواناني بي تجربه كه حتي يك روز سابقه مديريت ندارند و نيز انتصاب افراد با معيارهاي غير منطقي و غير علمي و خارج از اصول و قواعد مديريتي كه مثلاً فلان كس چون داراي فلان امكانات مادّي و خانوادگي است و يا اسپانسر فلان نماينده مجلس بوده و يا در آينده خواهد توانست رويكرد واحد دانشگاهي را به سمت و سوي فلان جريان خاص سياسي سوق دهد، شاكله  دانشگاه آزاد سلامي را در سطح ملّي به شدت دچار ضعف و آسيب نموده است .
چنين رؤساي واحدهاي دانشگاهي در تمام شئونات دانشگاه متأثر از همان حال و هواي انتصابي خويش بوده تا جايي كه اساتيد دانشگاه عمدتاً بر اساس بده و بستان هاي مديريتي برگزيده مي شوند .  امروز رئيس جوان و كم تجربه دانشگاه چون در فلان سازمان يا اداره كار شخصي دارد بلا فاصله از رئيس آن دستگاه دعوت به تدريس مي كند و همان ترم 2واحد درسي براي ايشان جفت و جور مي شود و تا وقتي كه نياز شخصي به ايشان بوده و يا ايشان در آن سمت
غير دانشگاهي خود هستند همان 2 واحد درسي و يا بيشتر ادامه پيدا مي كند و پس از مرتفع شدن موضوع مورد نظر رئيس جوان دانشگاه ، و يا تغيير پست مدرس فوق الذكر ، واحد درسي مذكور نيز حذف و اين داستان در مورد فرد ديگري ادامه پيدا مي كند. و اين روند انتخاب اساتيد
حق التدريس براي اكثر واحد هاي دانشگاهي اعم از دروس عمومي يا تخصصّي ادامه پيدا مي كند تا به جايي كه حس  و حال علم آموزي و تعليم و تعلّم شديداً تحت تأثير مبادلات سياسي رؤساي واحد هاي دانشگاهي و افراد مرتبط با آنان قرار مي گيرد و امروز شاهد خيل عظيم تحصيل كردگان
بي مسئوليت در جامعه هستيم كه در كنار آن معضل بيكاري فارغ التحصيلان دانشگاهها و مشكلات ازدواج و اعتياد و ... همه و همه بر بي مسئوليتي اين قشر مهم و آينده ساز جامعه فشار مضاعف وارد مي سازد.

امروز دانشگاه آزاد اسلامي كشور بدليل سوء مديريت هاي منطقه اي در اقصي نقاط كشور و سوء استفاده هاي برخي از رؤساي بي تجربه و ناتوان آن در مراكز واحدهاي دانشگاهي شهر هاي كوچك و همچنين نگاه ابزاري نمايندگان مجلس از حوزه هاي انتخابيه شهر هاي بزرگ و كوچك به اين پتانسيل علمي و شور و شوق جواني و آراي احساساتي آنان ، بشدت در معرض آسيب جدي بوده در صورت عدم توجه و نظارت كافي از سوي مؤسسين اين دانشگاه و برخورد با سوءمديريت هاي موجود در واحدهاي دانشگاهي سر تاسر كشور ، تمام زحماتي كه بزرگان اين نظام در تأسيس و راه اندازي و توسعه كمي و كيفي آن در اين بيست و چند ساله ي گذشته كشيده اند به هدر خواهد رفت.

]]>
Mon, 17 May 2010 22:10:13 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_63331.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-63331.html
بلاخره يك كالا در سال 89 ارزان شد ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-63040.html اين خبر ارزاني كالا كه در ابتدا خوشايند بود با پيگيري متن خبر و اصل ماجرا ، شايد به هولناك ترين خبر سال 89 تاكنون تبديل گرديد چرا كه موضوع ارزاني مربوط به كاهش شديد قيمت ماده ي مخدر و مخرّب شيشه در كشور كه قيمت هر كيلو از اين ماده ي صنعتي از 120 ميليون تومان در سال 88 به 5 ميليون تومان در سال 89 رسيده است!
موضوع آنچنان جدّي است كه نمي توان به راحتي از كنار آن گذشت .چرا كه مي توان نتايج هشدار دهنده اي از اين خبر استخراج نمود :
1- استكبار جهاني و دستهاي پنهان شيطاني همواره درصدد ايجاد بي بند و باري اخلاقي و تلاطمات روحي در كشورهاي جوان ودر حال توسعه هستند و ايران عزيز ما نيز از اين نقشه هاي شوم ضدّ بشري مستثني نبوده و نخواهد بود.
2- ايران به دليل قرار گرفتن در مسير ترانزيت مواد مخدّر در طول تاريخ همواره مورد توجه قدرت هاي قاچاق بين المللي بوده و به همين جهت به يكي از بازارهاي پر رونق و \\\پر درآمد فروش مواد مخدر در دنيا درآمده است طوري كه ايران در كشف محموله هاي قاچاق اين مواد در دنيا در رده اول قرار دارد .
3-افزايش روز افزون استعمال مواد مخدر و قرص هاي روان گردان و همچنين بي بند و باري هاي اخلاقي در جامعه نشان از ضعف و يا نبود سياست گزاري مشخص  در حوزه فرهنگي بوده و با وجود تعدّد متوليان فرهنگي در ايران كنوني ما ، متاسفانه "»جوّ فرهنگي« لازم بمنظور تقويت ايمان ملّي مردم انجام نگرفته و نمي گيرد و با وجود ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي ايران در سال 57و راهبرد اصلي نظام در ايجاد شوراي عاي انقلاب فرهنگي متاسفانه اين شورا به عزل و نصب روساي دانشگاه ها و چند جلسه تئوري و نشستن و برخاستن هاي آمرانه و ناهيانه بسنده نموده و تأثير چنداني در ايجاد "جّو فرهنگي" در جامعه نداشته است .
4- كاهش شديد و غير  قابل تصور قيمت  شيشه از كيلويي 120 ميليون به 5 ميليون نشان از افزايش تقاضاي جامعه از يك سو و تنگ تر شدن عرصه رقابت بين توليد كنندگان اين ماده صنعتي در كشور بدليل افزايش روز افزون واحدهاي غير مجاز توليد اين مواد از سوي ديگر دارد كه جاي بسي تأمل و درنگ ملّي مي باشد .
5-امروز در كشور ما موضوع اعتياد ،متولّي مشخصي ندارد و معلوم نيست كه آيا اساساً فرد معتاد يك مجرم است يا بيمار؟ و تا زماني كه اين تعريف از سوي سردمداران جامعه  نهادينه نشده باشد ، توليت آن نيز مشخص نخواهد بود و نحوه ي برخورد قانوني اين مشكل نيز مشخص نخواهد بود.
6-بي توجهي نهادهاي ذيربط در سالهاي اخير در باز پروري معتادين نيز از جمله موارد مهم و قابل توجه
مي باشد.
7-معضل اشتغال جوانان و رشد نرخ بيكاري در كشور از جمله زمينه هاي بسيار مساعد براي سوق داده شدن اين قشر پر شور به سوي افيون و نشئگي است .
8-پنهان كاري مسئولان در ارائه آمار درست اما تلخ از ناهنجاري هاي اجتماعي با اغراض سياسي يا سوء
مديريت هاي آنان ، نوعي بي توجهي عمومي و حاشيه امن براي متعرّضان به سلامت انسانها در جامعه ايجاد كرده است.
يقيناً تا زماني كه با سازو كارهاي فرهنگي و انجام برنامه هاي موثر هنري ، يك نفرت عمومي در جامعه نسبت به مواد مخدر و روان گردان ها ايجاد نشده باشد و همه ي تريبونهاي اجتماعي از رسانه هاي ديداري و شنيداري گرفته تا سالنهاي سينما و تئاتر و منبر و مدرسه در اختيار اين حركت عمومي قرار نگيرد با اقدامات پليسي و نظامي و انتظامي نخواهيم توانست جلوي ورود اين مواد خانمان سوز را به كشور بگيريم و يا از معتاد شدن جوانانمان جلوگيري كنيم و با وجود اذعان همه ي دولت مردان به اين مهم معلوم نيست چرا كه تاكنون اين عزم عمومي براي اين امر مهمّ و خطير انجام نشده است ؟!]]>
Sun, 09 May 2010 11:32:18 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_63040.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-63040.html
آموزش وپرورش معيوب عامل تزلزل در توسعه پايدار http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-62560.html آموزش و پرورش دو رکن اساسي در توسعه پايدار هر کشور محسوب مي شود که  بي توجهي به اين دو عنصر موثر ،
مي تواند خسارت جبران ناپذيري بر فرهنگ عمومي هر جامعه از يک سو و تزلزل در عمران و آباداني کشور از سوي ديگر وارد آورد.
امروزه جامعه ايران با اين واقعيت تلخ روبروست که سطح سواد علمي دانش آموزان و نيز ميزان پروردگي و بالندگي آنان براي حضور در مجامع علمي آموزش عالي بسيار پايين بوده  و دانشگاههاي کشور بجاي تحويل دانش آموزان با سواد و با انگيزه و پرورش يافته و با نشاط از سيستم آموزش و پرورش کشور ، دانش آموزاني با سطح سواد پايين و
انگيزه هاي تحصيلي ناهمگون و پرورش نيافته بر سر کلاسهاي دانشگاه مي نشاند .
در تعريف فرهنگ مي دانيم که فرهنگ يعني رشد متعالي انسان در مسير تعالي انساني که با اين تعريف گاه ممکن است يک طبيب يا مهندس با وجود سطح سواد بالا، از کوچکترين و ابتدايي ترين آموزه هاي فرهنگي به دور  باشد وبرعکس شايد يک چوپان بي سواد يا کارگر کم سواد که در عالم انساني سير نموده و در مسير متعالي انسانيت گام نهاده است ، انسان با فرهنگي تلقي گردد.
بنابراين سواد و علم آموزي در حقيقت خود فرهنگ نيست بلکه ماده اوليه براي توليد و اشاعه فرهنگ ارزيابي مي گردد و اين پرورش است که در کنار آموزش مي تواند انسانهاي والا تربيت نموده و تحويل جامعه دهد .
متأسفانه مشکلات متعدد صنفي در جامعه تعليم و تربيت کشور و نيز تفاوت نگاهها به مقوله ي آموزش و پرورش در سالهاي اخير و مشکل هميشگي بودجه و اعتبار در اين عرصه همواره اصل موضوع آموزش و پرورش در مدارس کشور را تحت الشعاع خود قرار داده و امروزه به شدت شاهد افت کيفي آموزش و همچنين پرورش در جامعه هستيم .
يقيناً وجود مشکلات عديده ي اقتصادي و اجتماعي که خانواده ها را سخت درگير کار و تلاش شبانه روزي نموده است ، آنان را از پرداختن به امور آموزشي و از همه مهمتر پرورشي فرزندان بازداشته و در چنين شرايط اجتماعي ، اين امر مهم مي بايست از طريق نظام آموزشي کشور جبران گردد که متأ سفانه چنين امري تحقق نمي يابد .
امروز ه در ا کثر قريب به اتفاق مدارس کشور خبري از فعاليت هاي فرهنگي و هنري و اجتماعي به معناي واقعي آن نيست و همه اين مسائل مهم در سينما رفتن و بازديد از فلان کارخانه و اردوي نصف روزه بدون هيچ گونه هدف گذاري فرهنگي خلاصه شده است که خود اين برنامه ها نيز تا حدود زيادي آثار سوء فرهنگي بر  ذهن و دل دانش آموزا ن
مي گذارد .
مشکلات موجود در کشور ما مستثني از ساير کشورها نيست چرا که همه ي کشور هاي توسعه يافته که زماني نه چندان دور و دراز با معضلات و پيچيدگي هاي طبيعي در مسير توسعه گريبان گير بوده اند امروز توانسته اند با ساماندهي نظام آموزشي خود ، همه ي مسئوليت هاي آموزش و  پرورش کودکان و نوجوانان را از دوش خانواده ها بر داشته و متوجه مديران مدارس نمايند طوري که دانش آموزان از صبح تا عصر با حضور موثر و برنامه ريزي شده در مدارس علاوه از برخورداري از آموزش هاي لازم و حل تکاليف درسي خود در همان محيط مدرسه و استفاده از برنامه هاي متنوع فرهنگي و هنري و اجتماعي که منجر به پرورش شخصيت فردي و اجتماعي افراد مي شود ، به هنگام مراجعه به خانه و خانواده ، بدون هيچگونه استرس هاي  آموزشي ، به تفريح و پر کردن اوقات فراغت خود پرداخته و در کنار خانواده بودن را به عنوان يک اصل اساسي در پرورش شخصيت اجتماعي و عاطفي ممارست مي کنند .
به هر روي اين روزها که مقارن است با سالروز شهادت استاد فرزانه آيت آلله مطهري و روز و هفته معلّم و شايد بيش از پرداختن به محتواي مشکلات آموزشي و پرورشي جامعه ، مسائل صنفي و حقوقي و مزاياي معلمان مورد بحث و مطالبه قرار مي گيرد جادارد با تلنگري به خود و نقد و بررسي ايرادات اساسي نظام آموزشي قبل از دانشگاه کشور ، طرحي نو دراندازيم و در سال همت مضاعف و کار مضاعف ، مضاعف تر از هميشه و در يک برنامه ريزي انقلابي و فرهنگي ، در جهت رفع معضلات محتوايي و مديريتي اين بخش مهم از کشور و يا به تعبيري مهمترين رکن آينده سازي ميهن اسلامي مان گامهاي اساسي و عملي برداريم. انشاءالله .

]]>
Sat, 01 May 2010 13:06:08 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_62560.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-62560.html
چرا شهدا را بعد از شهادتشان مي شناسيم ؟! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-62402.html  هفته اي که گذشت ، کتاب تاريخ پر از حماسه و ايثار هشت سال دفاع مقدس ملّت ايران ، لاله اي ديگر از بوستان  لاله هاي سرخ شهادت را  از دنياي فاني چيد و اوراق رنگين خود را به روح پاک او مطهر ساخت .مصطفي الموسوي ،از جانبازان شريف يادگار دفاع مقدس ، به دوستان شهيدش ملحق شد و جان از قفس تن رهانيد .
الموسوي تا زنده بود غريب بود و ناشناخته ، ناشناس براي توده ي ملّت و نه براي هم رزمانش .
 اما وقتي شربت شهادت نوشيد، نام با عزت الموسوي بر سر زبانها افتاد .بنرها به نام او بر بالاي داربستهاي شهر نمايان شد. خبر ها از او تهيه و پخش شد و اظهار نظر هاي شگرف در وصفش بيان گرديد .
يکي از مسئولين گفت : الموسوي گنجينه ي دلاوري هاي لشگريان عاشورا بود.
ديگري گفت: الموسوي يادگار سردار شهيد آقا مهدي باکري بود.
يکي ديگر گفت : او از فرماندهان لشگر عاشورا بود که از اولين روز جنگ تا آخرين روز جنگ در جبهه ها حضور داشت.
نيز گفتند بدن مطهر الموسوي بيش از صد تر کش در خود جاي داده بود.
 در اين روزها ، از الموسوي بسيار سخن ها گفتند امّاکسي نبود از وجدان عمومي و مسئولان محترم بپرسد :
در طي ده سال اخير که دردهاي ناشي از جراحتهاي  شديد شيميايي الموسوي شدت يافته بود و او را چندين بار تا مرز نبودن برده بود چرا نامي و يادي از او نکرديد و او را شهيد زنده و اسطوره ي صبر و مقاومت ملّت  ايران معرفي ننموديد ؟ آيا اين ناسپاسي به تاريخ هشت ساله اين کشور نيست که چگونه فرزندان با غيرت اين مرز و بوم  جان عزيزشان را در طبق اخلاص نهادند و در برابر دشمن
تا دندان مسلح  و همه استکبار و استعمار و استثمار شرق و غرب به دفاع از خاک پاک وطن قيام نمودند ؟
چقدر تاريخ ايران ، از ناسپاسي ها و فراموش کاري هاي مردمانش و اميرانش و زعمايش رنج برده و مي برد و ما چقدر مردماني ناسپاس و فراموش کاريم ؟ !
الموسوي رفت و نامش بعد از شهادتش بر سرزبانها افتاد و تازه همشهريانش فهميدند که چنين موجودي نيز در همين گوشه و در  همين چند کوچه پايين تر  زندگي مي کرد و نه زندگي که با زنده بودن مبارزه مي نمود.
آيا آناني که امروز لمس تابوت الموسوي را به بهانه اخذ اجر معنوي و اخروي بر خود فرض مي دانند و پيامهاي گوناگون اندر شجاعتهاو ايثارها و مظلوميتهاي الموسوي صادر مي کنند ،زماني که الموسوي و الموسوي ها زنده بودند هيچ با خود انديشيدند که گامي در معرفي اين سربازان عاشق علي و ولايت علي (ع) بر دارند ؟
جاي تعجب اينجاست که امروز همان مسئوليني که در مورد سجاياي اخلاقي و معنوي و ديني و ولايي مصطفي داد سخن به ميان آورده اند ، همان هايي هستند که
مي توانستند در زمان حيات اين انسان شريف و ساير انسانهاي شريف ديگري که  در گوشه گوشه ي اين کشور با مرگ دست و پنجه نرم مي کنند و از همه هستي خود  براي استقلال و آزادي و ديانت اين  آب و خاک گذشته اند ، با اقدامات شايسته و بايسته ، الگو هاي تربيتي بسيار مفيد و موثري در کشور بسازند و به قول خودشان! فرهنگ شهادت را در جامعه نهادينه سازند.
امّا نکرده اند و نمي کنند و باز هم نخواهند کرد !
قلم نا چيز اين کمترين در برابر مقامات دنيوي حضرات و در جات نظامي نفرات ، بسيار بي مقدار است امّا وزن و سنگيني خود را از وزانت کلمه حقّ مي گيرد و با دلي آتشين و با زباني سرخ و بي محابا از سرِ سبز خويش ، آنچه را که حق مي داند بر لوح ساقي جاري مي سازد خواه از نوشته اش پند گيرند و خواه ملال . ]]>
Sat, 24 Apr 2010 23:48:09 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_62402.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-62402.html
توصيه براي چند فرزندي شوخي فروردين 1389 ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-62260.html در بررسي اوضاع اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي کشور عزيزمان ايران، چنين استنباط مي شودکه شاخص هاي توسعه کشور ، اوضاع چندان مناسبي نداشته و بدليل برخي مسائل داخلي و بين المللي ، ضرورت همت مضاعف براي کار مضاعف در اين کشور همچنان که مقام معظم رهبري در پيام نوروزي خود فرمودند بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود .
آمار نگران کننده اعتياد در کشور ، رشد بيکاري و عدم ايجاد فرصت هاي شغلي مناسب براي آحاد جامعه ، رشد روز افزون فارغ التحصيلان بيکار بدليل افزايش ظرفيت پذيرش دانشگاهها  و ايجاد دانشگاههاي جديد در سرتاسرکشور ، رکود جهاني اقتصاد و به تبع آن کاهش ميانگين رشد اقتصادي ايران ، پيچيدگي اقتصاد دولتي در درون اقتصاد تعاوني و خصوصي ، وجود زمينه هاي رانت و تخلفات اقتصادي در بدنه دولت و در لابلاي ضعف قوانين ، اوضاع نامناسب فرهنگي و اجتماعي جامعه بويژه در شهرهاي بزرگ ، همه وهمه باعث سر درگمي و بلاتکليفي نسل جوان حاضر در برنامه ريزي هاي زندگي خود شده و اميد به آينده در اين نسل پر شور و آينده ساز کشور ، روز به روز کاهش مي يابد .
يقيناً وجود چنين وضع غير قابل قبولي ، صرفاً متوجه مسئولين فعلي کشور نبوده بلکه ريشه در ندانم کاري ها و فرصت سوزي هاي ساليان متمادي دارد و هر يک از دولتهايي که روي کار آمده اند با تلاش خستگي ناپذير خود سعي در حل معضلات مذکور و اعتلاي کشور عزيزمان داشته اند .
اما آنچه در اين ميان حائز توجه مي نمايد اينکه با وجود مشکلات متعدد سياسي و اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي جامعه ، توصيه به تکثير اولاد و چند فرزندي از سوي مسئولين کشور امري نا متعارف و غير عقلائي به نظر مي رسد و اينکه به گفته وزير رفاه و تامين اجتماعي که اتفاقاً تجربه وزارت کشور را هم دارند !  : کشور ظرفيت افزايش جمعّيت خانوارها را دارد ، موضوعي قابل تامّل است که چگونه اين مقام محترم که يقيناً از اخبار و اطلاعات محرمانه و غير محرمانه کشور مطلع مي باشند ( که بدليل نفرت آميز بودن اين آمار و اطلاعات از ذکر مجّددکه در ابتداي اين نوشته از آنها ياد کرديم )  مردم را تشويق به زياد نمودن فرزندان خود  و زاد و ولد نموده و اوضاع کشور را آماده استقبال از چنين پديده نا مبارکي معرفي مي کنند.
لذا به مصداق : آن که عيان است چه حاجت به بيان است ، اظهار نظر هاي فوق الاشاره را از سوي برخي از مسئولين در هفته اي که گذشت بعنوان شوخي فروردين ماه 89 تلقي کرده يقيناً وزراي محترم و روساي دستگاههاي حکومتي و دولتمردان عزيز بسيار خردمندتر و مسلّط تر از اين حرفها هستند که به جاي حل مسائل و معضلات و مشکلات اساسي کشور که دمار از روزگار اقشار آسيب پذير جامعه در آورده است ، به فکر چند فرزندي مردم و افزايش توصيه اي جمعيت کشور باشند چرا که يادمان نرفته بر اساس همين توصيه هاي غير کارشناسي در ظرف مدت 34 سال اخير ، جمعّيت ايران به دو برابر افزايش پيدا کرده است يعني :  34 سال = چند هزار سال بنابراين لازم است مسئولين امر با امتثال از پيام نوروزي مقام معظم رهبري در توصيه اکيد به داشتن همّت مضاعف بمنظور انجام کار مضاعف در کشور براي جلوگيري از مشکلات مضاعف مردم انرژي هاي خود را در اين راستا صرف کرده و از شوخي هاي نه چندان خوشايند بپرهيزند!!!]]>
Tue, 20 Apr 2010 13:58:08 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_62260.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-62260.html
اظهار برائت ازمثلث شوم زر و زور و تزوير ! http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-62252.html حقير در اين ستون همواره كوشيده است تا بر حسب وظيفه ديني و ملّي خود در مواجهه با مشكلات و معضلات سياسي و اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي به طرح مسائل پرداخته و بي هيچ خود سانسوري و تعلّق خاطر به مال و مقام دنيوي و يا ترس از اين و آن و صرفاً با لحاظ دين و آخرت خود ، آنچه كه وظيفه ملي در قبال ارزشهاي اسلامي و انقلابي و ميهني احساس كرده در  طبق اخلاص نهاده و عرضه نموده است .
امّا ظاهراً طرح برخي مطالب به مذاق عده اي از آقايان مسئولين و مديران و رؤساي محترم استان خوش نيامده و به جاي انجام درست وظايف قانوني خويش در قبال ملّت كه همواره مورد تاكيد مقام معظم رهبري و رياست محترم جمهوري بوده ، فرافكني نموده و سعي در زير سوال بردن شخص نويسنده اين سطور با انواع تهمت ها و بدگويي ها مي نمايند .
ذكر آمار نا هنجاري هاي اجتماعي و اقتصادي استان ، ضعف مديريت هاي استاني ، مشكلات خلق ا لله و ضرورت توجه  به اقشار محروم  و آسيب پذير ، گرفتار ي مردم در ساختار معيوب اداري همه و همه از جمله مسائلي است كه طبق قانون مطبوعات جمهوري اسلامي ايران ، رسانه هاي گروهي  موظف به طرح و انعكاس آنها بوده و مسئولين كشوري و محلّي به جاي زير سوال بردن اصل مسائل و مشكلات ، مي بايست در جهت حل و فصل آنها و رفع معايب و جبران كاستي ها قيام نمايند و در حقيقت همگامي و همراهي مطبوعات  در جهت تحقق هر يك از سياست هاي كلان نظام در سايه چتر حمايتي قانون ، از جمله وظايف رسانه هاي جمعي مي باشد.
از سوي ديگر همواره ، ضعف نگاه برخي مديران استان به مقوله نقد و انتقاد به مسئولين رده بالاي استان از جمله استاندار محترم اعلام شده است و ايشان قول داده اند تا تذكرات لازم به مسئولين استاني بدهند تا بجاي فرار از واقعيت هاي تلخ جامعه كه تنها و تنها به دست ايراني مسلمان و معتقد به ارزش هاي اسلامي و انقلابي مرتفع خواهد شد در تعامل  با اصحاب فكر و قلم و انديشه ، تعالي و عمران و آباداني و رفع كاستي ها را در كمترين زمان طي نمايند .
لذا اينجانب بي توجه به اخم ها و لب گزيدگي ها و تهمت ها و غيبت ها و قضاوت هاي عجولانه و داوري هاي شتاب زده و احكام نا جوانمردانه و انگ زدن هاي نا مردانه و پرونده سازي هاي همه حقير و پست بي ارزش ، به وظيفه ملي و ديني و انقلابي خود در قبال خون پاك شهيدان  اين آب و خاك كه براي عزت و سر بلندي ايران اسلامي ، از همه وجود خويش گذشته و نهال انقلاب اسلامي را براي آرمانهاي والاي امام راحل ( ره) با خون پاك خويش  آبياري كرده اند عمل نموده و از مثلث شوم و تاريخي زرو زور و تزوير اظهار برائت مي نمايد و قداست قلم را كه پروردگار متعال بدان قسم ياد كرده بادنياي شوم و تاريك زرمداران و زور مندان و تزوير گران عوض نخواهد كرد و هزينه معنوي آنرا هر چه باشد خواهد پرداخت .
ستون سر مقاله ساقي ، صاف و پوست كنده با ذكر  نام مدير مسئول آن ، بي پروا و آشكار، پاتوق درد دل ها و محفل واگويي مسائلي است كه يقيناً با همت و كار مضاعف مسئولان كشوري و استاني و تبعيّت از فرامين امام (ره) و رهبري همه و همه قابل حل و فصل مي باشند . به اميد آن روز !]]>
Mon, 19 Apr 2010 22:30:57 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_62252.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-62252.html
همّت مضاعف و کار مضاعف نياز اوّل آذربايجان شرقي http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-61785.html امسال نيز طبق يک سنّت حسنه ، مقام معظم رهبري در آغاز سال و در پيام نوروزي خويش سال 1389 را بعنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاري فرمودند .
در بررسي کارشناسي دلايل نامگذاري سالها از سوي رهبر انقلاب ، چنين استنباط مي شود که چکيده و خلاصه تمام مشکلات و معضلات جامعه که به نوعي در توسعه و عمران و آباداني کشور نقش اساسي داشته و يا در همين راستا ايجاد اختلال مي نمايد در يک جمله و هشدار و پيام توسط ايشان استخراج گرديده و بر حسب مقتضيات زماني در قالب پيام نوروزي مطرح مي گردد .
يعني آنچه که بعنوان سر و فصل اساسي براي اداره کشور مورد نياز احساس مي شود و به نوعي از سوي گردانندگان امور در قواي سه گانه مورد غفلت و بي توجهي قرار گرفته و يا نياز به توجه و عنايت بيشتر و پر رنگ تر دارد بعنوان سر خط امور کشور در پيام نوروزي ارائه مي شود .
پس از طرح اين پيام است که مسئولين جامعه مي بايست با فهم درست از مسئله ، نسبت به تبيين آن مبادرت نمايند و الگوهاي عملي شدن آنرا معرفي نموده و آحاد ملّت و بويژه مسئولان با بهره گيري از ساز و کارهاي معرفي شده نسبت به عملي نمودن آن در زندگي خود و در اداره کشور اقدام شايسته داشته باشند .
امسال نيز که به نيکي به نام سال همت مضاعف و کار مضاعف نامگذاري گرديده با توجه به شاخص هاي نه چندان اميد وار کننده در استان آذربايجان شرقي ، اهتمام عملي بر اجرايي شدن اين دو عنصر اساسي در پيام نوروزي رهبر انقلاب بيش از هر زمان ديگري احساس مي شود .

فرار مغزها و سرمايه ها از استان ، رکود صنعت در تبريز ، بالا بودن نرخ بيکاري و بي سوادي در استان ، پايين بودن ميانگين در آمد خانوارهاي استان از ميانگين کشوري ، بالا بودن آمار خانوار هاي تحت پوشش بهزيستي و کميته امداد ، پايين بودن رتبه کلان شهر تبريز در ميان شهر هاي صنعتي کشور ، بالا بودن نارضايتي از دستگاههاي دولتي ، پايين بودن ميزان تلاش مديران استان در جذب اعتبارات ملي و مشارکت پايين مديريتي در اجراي طرح هاي ملّي از جمله طرح مسکن مهر و پرداخت هاي موثر و بموقع وام هاي در خواستي بنگاههاي زود بازده اقتصادي ، همه و همه دست به دست هم داده اند تا استان آذربايجان شرقي را به يکي از استانهاي محتاج به همت مضاعف و کار مضاعف تبديل نمايند .
در آسيب شناسي موضوع ، موارد بسياري دست اندر کار بوجود آمدن اوضاع ناشايست اين منطقه مهم از ميهن اسلامي مان هستند که پرداختن به همه آنها در حوصله اين مجال نيست امّا ضعف شديد مديريتي و بي انگيزگي مديران در انجام وظايف قانوني و ملّي خود و همچنين گرفتاري آنان در يک غرور و تکّبر تاريخي و حسّ غريب ناسيوناليستي ، استان آذربايجان شرقي را از گردونه رقابت سالم با ساير شهر هاي مشابه از جمله کلان شهر هاي کشور ، به نرمي و آرامي حذف کرده است و آذربايجان شرقي مانده است و تعدادي مديران بي حوصله و بي همّت و بي کار !
اميدواريم پيام نوروزي مقام معظم رهبري نه در قول و بلکه در عمل آويزه گوش مديران ارشد استان و دستگاههاي نظارتي قرار گيرد تا شايد در سال 89 شاهد تحرک بيشتر و پويايي و زندگي در حوزه هاي مختلف فرهنگي و اقتصادي و عمران شهري در آذربايجان شرقي باشيم و فراموش نکنيم که آذربايجان و تبريز ، در روزگاراني نه چندان دور ، مهد اقتصاد و تجارت و فرهنگ و هنر آسيا بوده و اکنون بدليل بي توجهي ها و بي همّتي ها ، رتبه هاي اول کشوري را در شاخص هاي منفي اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي به خود اختصاص مي دهد .
تبريز شهر اولين ها ديروز در صنعت و تجارت و فرهنگ ، امروز به شهر آخرين ها تغيير ماهيّت  داده که جاي بسي تاسف و اندوه فراوان است .
پس همتي مضاعف بايد و کاري مضاعف تا سوء مديريت ها و بي توجهي هاي سال اخير را جبران کنيم و آذربايجان شرقي و تبريز را به جايگاه حقيقي و شايسته خود برسانيم . انشاالله

]]>
Thu, 08 Apr 2010 23:20:21 +0430 http://www.jalali.ciooc.com/jalali_comments/post_61785.html jalali http://www.jalali.ciooc.com/jalali_archive/post-61785.html