حاکميت فضاي سرد و بي روح بر سالن هاي سينما و نمايش تبريز
24 تير 1389 ساعت 00:15
هفته گذشته بهمراه خانواده تصميم گرفتيم به سينما برويم و اوقات فراغت خود را با يک برنامه فرهنگي پر کنيم .
به همين منظور به مجتمع سينمايي 22 بهمن تبريز و سينما ناجي که اخيرا به بهره برداري رسيد رفتيم. فيلم سينمايي طلا و مس کاري از همايون اسعديان برنامه نمايش سالن بود.سئانس ساعت 9 را که معمولا بيشتر مورد توجه و استقبال مردم قرار مي گيرد انتخاب کرديم . 5 دقيقه به 9 وارد سالن شديم و نشستيم. فقط ما 6 نفر بوديم . منتظر شديم که بقيه مردم نيز بيايند و فيلم شروع شود. اما بلافاصله ساعت 9 فيلم شروع شد . گفتم شايد مردم دير کرده اند و در ترافيک سنگين شهر گير کرده اند و الان مي رسند. اما دقيقه ها گذشت و پس از تبليغات آغازين فيلم ، عقربه هاي ساعت 9 و 15 دقيقه را نشان داد و فيلم اصلي شروع شد . حتي يک نفر هم نيامد . کم کم داشتيم خجالت مي کشيديم که آپاراتچي و مامورين سينما بخاطر ما 6 نفر ماندند و مجبور به پخش فيلم شدند.سالني زيبا و مجهز با سيستم تهويه مناسب معطل ما 6 نفر شده بود .فيلم شروع شده بود و سير اصلي داستان در حال شکل گيري بود اما سناريوي ديگري در ذهن من شکل مي گرفت.تصوير و تصور اينکه اينهمه هزينه ساخت اماکن فرهنگي چرا بايد اينچنين مورد بي توجهي مردم قرار گيرد و چگونه است که قاطبه ملت بي توجه به مقولات فرهنگي در همين زماني که اين امکانات شايسته در حال ارائه خدمات است ، سرگردان در کوچه و بازار مي گردند و يا در کنار خيابان و پارک نشسته اند بي آنکه بتوانند اندوخته اي فرهنگي همراه با تغيير ذائقه اي براي خود و خانواده خويش داشته باشند.امروز آنچه در فضاي عمومي کشور مايه تاسف است اينکه بيهوده گذراني و بطالت در حال نهادينه شدن بوده و به جاي رونق بيش از پيش فضاهاي فرهنگيش و اجتماعي از جمله سالن هاي سينما و نمايش و گالري هاي هنري ، شاهد بي توجهي عمومي به اين مقولات هستيم . معضلي که شايد امروز چندان مورد توجه مديران جامعه و ارکان حاکميت قرار نگيرد اما در ميان مدت و دراز مدت مي تواند ذائقه فرهنگي ملت را بشدت تحت تاثير خود قرار داده و پوچي و بيهودگي و بطالت سرمايه ارزشمند زندگي يعني همانا عمر را به ارمغان بياورد.همان چيزي که دستهاي پنهان استثمار همواره در طول تاريخ به دنبال آن بوده و هستند و مقام معظم رهبري از آن به عنوان شبيخون فرهنگي ياد مي کنند.امروز متاسفانه به دلايل متعدد از جمله : سوء مديريت ها ، بخشي نگري ها ، رفتار هاي سليقه اي در استان هاي مختلف کشور ، دخالت هاي بي مورد برخي مقامات غير مسئول در مقولات فرهنگي و هنري ، در حاشيه قرار گرفتن نهاد هاي مسئول فرهنگي در برابر خود محوري هاي غير کارشناسي و غير مسئولانه اجتهاد هاي فرهنگي از سوي غير فرهنگيان ، مغاريت هاي آشکار در اعمال سياست هاي کلي نظام در نقاط مختلف کشور به نحوي که يک موضوع و تصميم واحد در استان هاي مختلف کشور به صورت هاي مختلف اجرا شده و يا جلوي اجراي آنها گرفته مي شودو دهها مورد ديگر شاهد بي توجهي عمومي به مقولات فرهنگي و هنري و رها شدن انسانها به هر صورت ممکن در طبيعت هستيم!امروز خالي بودن سالن هاي سينما و نمايش در آذربايجان شرقي و کلانشهر تبريز آن هم در فصل تابستان و فصل فراغت مردم و دانش آموزان و دانشجويان پيامي است براي گوش هاي شنوا - البته اگر باشد - تا چاره اي بيانديشند و با اصلاح رفتار هاي غير فرهنگي خود از بروز يک فاجعه فرهنگي در جامعه يعني زيستن مردم در خلاء و بي پشتوانه فرهنگي و هويتي که همانا بستر مناسبي براي شبيخون فرهنگي دشمن و هلاک کردن پيکر هاي بي جان و بي روح
انسان هاست جلوگيري نمايند.
به همين منظور به مجتمع سينمايي 22 بهمن تبريز و سينما ناجي که اخيرا به بهره برداري رسيد رفتيم. فيلم سينمايي طلا و مس کاري از همايون اسعديان برنامه نمايش سالن بود.سئانس ساعت 9 را که معمولا بيشتر مورد توجه و استقبال مردم قرار مي گيرد انتخاب کرديم . 5 دقيقه به 9 وارد سالن شديم و نشستيم. فقط ما 6 نفر بوديم . منتظر شديم که بقيه مردم نيز بيايند و فيلم شروع شود. اما بلافاصله ساعت 9 فيلم شروع شد . گفتم شايد مردم دير کرده اند و در ترافيک سنگين شهر گير کرده اند و الان مي رسند. اما دقيقه ها گذشت و پس از تبليغات آغازين فيلم ، عقربه هاي ساعت 9 و 15 دقيقه را نشان داد و فيلم اصلي شروع شد . حتي يک نفر هم نيامد . کم کم داشتيم خجالت مي کشيديم که آپاراتچي و مامورين سينما بخاطر ما 6 نفر ماندند و مجبور به پخش فيلم شدند.سالني زيبا و مجهز با سيستم تهويه مناسب معطل ما 6 نفر شده بود .فيلم شروع شده بود و سير اصلي داستان در حال شکل گيري بود اما سناريوي ديگري در ذهن من شکل مي گرفت.تصوير و تصور اينکه اينهمه هزينه ساخت اماکن فرهنگي چرا بايد اينچنين مورد بي توجهي مردم قرار گيرد و چگونه است که قاطبه ملت بي توجه به مقولات فرهنگي در همين زماني که اين امکانات شايسته در حال ارائه خدمات است ، سرگردان در کوچه و بازار مي گردند و يا در کنار خيابان و پارک نشسته اند بي آنکه بتوانند اندوخته اي فرهنگي همراه با تغيير ذائقه اي براي خود و خانواده خويش داشته باشند.امروز آنچه در فضاي عمومي کشور مايه تاسف است اينکه بيهوده گذراني و بطالت در حال نهادينه شدن بوده و به جاي رونق بيش از پيش فضاهاي فرهنگيش و اجتماعي از جمله سالن هاي سينما و نمايش و گالري هاي هنري ، شاهد بي توجهي عمومي به اين مقولات هستيم . معضلي که شايد امروز چندان مورد توجه مديران جامعه و ارکان حاکميت قرار نگيرد اما در ميان مدت و دراز مدت مي تواند ذائقه فرهنگي ملت را بشدت تحت تاثير خود قرار داده و پوچي و بيهودگي و بطالت سرمايه ارزشمند زندگي يعني همانا عمر را به ارمغان بياورد.همان چيزي که دستهاي پنهان استثمار همواره در طول تاريخ به دنبال آن بوده و هستند و مقام معظم رهبري از آن به عنوان شبيخون فرهنگي ياد مي کنند.امروز متاسفانه به دلايل متعدد از جمله : سوء مديريت ها ، بخشي نگري ها ، رفتار هاي سليقه اي در استان هاي مختلف کشور ، دخالت هاي بي مورد برخي مقامات غير مسئول در مقولات فرهنگي و هنري ، در حاشيه قرار گرفتن نهاد هاي مسئول فرهنگي در برابر خود محوري هاي غير کارشناسي و غير مسئولانه اجتهاد هاي فرهنگي از سوي غير فرهنگيان ، مغاريت هاي آشکار در اعمال سياست هاي کلي نظام در نقاط مختلف کشور به نحوي که يک موضوع و تصميم واحد در استان هاي مختلف کشور به صورت هاي مختلف اجرا شده و يا جلوي اجراي آنها گرفته مي شودو دهها مورد ديگر شاهد بي توجهي عمومي به مقولات فرهنگي و هنري و رها شدن انسانها به هر صورت ممکن در طبيعت هستيم!امروز خالي بودن سالن هاي سينما و نمايش در آذربايجان شرقي و کلانشهر تبريز آن هم در فصل تابستان و فصل فراغت مردم و دانش آموزان و دانشجويان پيامي است براي گوش هاي شنوا - البته اگر باشد - تا چاره اي بيانديشند و با اصلاح رفتار هاي غير فرهنگي خود از بروز يک فاجعه فرهنگي در جامعه يعني زيستن مردم در خلاء و بي پشتوانه فرهنگي و هويتي که همانا بستر مناسبي براي شبيخون فرهنگي دشمن و هلاک کردن پيکر هاي بي جان و بي روح
انسان هاست جلوگيري نمايند.

