جانان من اندوه لبنان کشت ما را !!
25 خرداد 1389 ساعت 14:53هفته گذشته ، چهارمين قطعنامه شوراي امنيت عليه ايران صادر شد و تحريم هاي جديد اقتصادي و نظامي بر ضد کشور عزيزمان وضع گرديد.اما آنچه اين قطعنامه را با ساير قطعنامه هاي صادره قبلي متمايز مي ساخت همراهي کشور هاي چين و روسيه و راي ممتنع لبنان با آنان بود.چين که در مناقشات سياسي ايران و آمريکا همواره درصدد استفاده حداکثري از اين فضاي بوجود آمده براي گسيل اجناس بي کيفيت و درجه چندم خود به ايران بود اينبار گويا منافع اقتصادي مهمتري بدست آورده و يا از ناگزير بودن بازار ايران از واردات اجناس بنجل چيني مطمئن است و شايد با ديپلماسي جديد خود توانسته به هر دو هدف خود نائل گردد.روسيه نيز که از ديرباز ، همواره معامله گر يک سويه و زالوصفتي بود اينبار نيز پس از بهره کشي هاي متعدد تاريخي از ملت و دولت ايران ، همصدا و همگام با آمريکا سعي در زير فشار قرار دادن ايران نمود تا شايد از اين آشفته بازار سياسي ، منافع ميان مدت و دراز مدت خود را در منطقه تامين نمايد. اما آنچه جداي از همراهي چين و روسيه در صدور قطعنامه جديد عليه کشورمان بيشتر حائز توجه و بازنگري است ، راي ممتنع لبنان به اين قطعنامه بود.حافظه تاريخي ملت ايران به خوبي ميزان حمايت هاي گسترده مادي و سياسي و ديپلماتيک انقلاب اسلامي ايران در طول سي سال گذشته از استقلال و تماميت ارضي لبنان را فراموش نکرده است.فراموش نکرده ايم که همين چندسال پيش اندوه لبنان ما را مي کشت و داغ دير ياسين کمرمان را مي شکست.فراموش نکرده ايم ، مردان بزرگ اين آب و خاک همچون امام موسي صدر ها و دکتر چمران ها را که از همه هستي خود گذشتند و جلاي وطن کردند و براي اعتلاي سرزمين و ملت لبنان ، مهاجر الي الله شدند و امروز اينگونه پاسخ ناجوانمردانه از لبنان به گوش ملت ايران مي رسد !!!آيا راي ممتنع لبنان به قطعنامه شوراي امنيت که در حقيقت راي مثبت به آن در تحريم ايران ارزيابي مي شود ، دولتمردان و سياسيون نظام در روابط خود با لبنان تجديد نظر خواهند نمود؟آيا اين قدر نشناسي دولتمردان لبنان را در روابط آينده خود تلافي خواهيم کرد؟آيا دولتمردان ايران سفري به لبنان و پايتختش بيروت داشته اند تا ببينند که چگونه مردم لبنان ، بر خلاف آن همه سرمايه گذاري ايران ، و آن همه تبليغات داخلي ما ، هيچ توجهي به ايران و ايراني جماعت نداشته و ندارند و اساساً در دو دهه اخير نداشته اند ! و آيا در اين سالها متوجه نشده اند که بخش اعظمي از افکار عمومي داخلي لبنان ، ديدگاه انقلابي به فداکاري ها و توجهات وافر و صرف هزينه هاي غير قابل جبران مادي و سياسي نظام اسلامي ايران نداشته و ندارند؟لبنان ديروز ، آنجا که هر سو صد شهيد خفته داشت و آنجا که هر کويش غمي بنهفته داشت ، امروز هر سو صد فريب تازه دارد و آنجا هر مسيرش صد کمين خفته دارد.بايد هوشيار شد تا قوام و دوام ديپلماتيک ايران اسلامي فداي احساسات نگردد و هزينه هاي سياسي نظام را با درايت و تدبير به فرطه بيهودگي سوق نداد .ملت ايران و نظام و انقلاب اسلامي در طول سي سال گذشته با تبعيت از منشور اخلاقي و انساني خويش که الهام گرفته از تعاليم ارزشمند اسلامي ناب محمدي (ص) بود از هيچ کوششي براي حل مشکلات لبنان فروگزار نکرده و وظيفه انقلابي خود را به شايستگي انجام داده است و از همين منظر هم مي توان توجيهي عقلي و شرعي بر عملکرد خود داشته باشيم اما امروز با تغيير اوضاع سياسي جهان و حل اکثر مشکلات لبنان مي بايست تغيير اساسي در نگرش نظام به لبنان ايجاد شود که چنين تغييري در آينده نزديک دور از ذهن نخواهد بود.
نوشته شده توسط .:ساقی :. | لینک ثابت
| موضوع: مطالب مسعود برزگر جلالی

