كور سوي عدل كياني در فضاي مرده تئاتر تبريز
21 خرداد 1389 ساعت 13:39پنجشنبه هفته اي كه گذشت آخرين روز اجراي نمايش شب روي سنگفرش خيس نوشته اكبر رادي و كاري از امير حجازي و با هنرمندي جمعي از سه نسل تئاتر تبريز در تالار تربيت بود.
حضور مجدد در فضاي همچنان قديمي و دست نخورده تالار تربيت كه شايد قديمي ترين تالار نمايش تبريز باشد حال و هواي خاص خود را داشت.
دقيقا بيست سال پيش با شور و شوق نوجواني با بچه هاي علاقمند به هنر نمايش در سالن كوچك زير زمين تالار تربيت به تمرين نمايش هاي مختلف مي پرداختيم و سرگرمي سالمي تحت نظر اساتيد آن دوره براي خود ايجاد كرده بوديم .
تالار تربيت امروز ، همان تالار تربيت سالهاي دور است كه رنگ و بوي قدمت از سر و روي آن مي بارد و در اين سالها حتي سيستم تهويه آن نيز سر و سامان نيافته تا علاقمنداني كه به اشتباه ! سري به اين تالار مي زنند تا از دنياي هنر و ظرافت طبع انساني به دور نباشند ، از هواي نامناسب و گرم و نامطبوع آن كلافه نشوند و پشت سر مسئولين فرهنگي استان بد و بيراه نگويند!
بهرحال ، تماشاي چهارساعته يك نمايش در آن فضاي نامناسب كه به گفته كارگردان عزيز آن ،كه فقط با عشق امكان پذير مي باشد خاطره اي دوباره بر دفتر خاطرات من از تالار تربيت نگاشت .
وجد و شادماني حاصل از ديدار دوباره هنرمندان پيشكسوت تئاتر تبريز همچون آقايان منصور حميدي ، محمود اخي، احمد قهرماني ، مرتضي رضايي ، خسرو پاياب در كنار جوانان مستعد امروزي همچون شهرام خزرايي ، علي پوريان، فاطمه حسيني، رقيه شادخواه، جمال ساقي نژاد، و فرناز قاليباف و همه گروه 20 نفره نمايش و بچه هاي فني نظير آيلا اكبري ، المان نيكمندان، بهرام نوبري ، رضا فلاحيان، رضا سلطان پور، محمدرضا صادقي، معين علوي، كمال وحيدي، احسان بهتاسي، كمال علوي آنچنان زائدالوصف بود كه در قالب كلام و كلمات نمي گنجد . گويا كور سوي عدي كياني در فضاي مرده تئاتر تبريز احساس مي شود. گويي اين هنر اصيل كه مادر هنرهاست ، از آسيب طوفان ها و تندبادهاي حوادث قهرآميز بي عنايتي مسئولين فرهنگي استان هنوز رمقي در جان دارد . انگار تئاتر تبريز بصورت كامل نمرده و هنوز نفس هايي براي كشيدن در وجود نحيفش باقي مانده است.
اين، بسيار مسرت بخش است كه تئاتر تبريز همچون سينمايش ، موسيقي اش، و اساسا مكتب فلسفي و هنري تبريز اش، سر به نيست نشده است ! هنوز گويا جاي اميدي هست .
نگارنده در اين مجال ، قصد نقد و بررسي شكلي و محتوايي نمايش مذكور را ندارد كه البته سخن در اين باب بسيار است و در بضاعت اندك اش نمي گنجد و اهل فضل و هنر بايد ، تا سخن افتتاح گردد و سره از ناسره تشخيص داده شود و راه براي طي مسير ، روشن تر و شفاف تر گردد و باب نقّادي و كنكاش همچنان مفتوح بماند . اما به ذكر همين مقدار بسنده مي گردد كه هنرمندان تبريز و گونه هاي مختلف هنر در تبريز سخت نيازمند توجه و اهتمام ويژه مديران استان و بويژه شخص آقاي استاندار و معاون سياسي ايشان كه اتفاقا سابقه مديريت فرهنگي در استان را نيز دارند و همچنين مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان است . هنر و هنرمندان تبريز مدتي است فراموش شده اند . نمرده اند اما هر روز مرگ تدريجي استعدادهاي خود و ديگران را به چشم مي بينند. پيشكسوتان هنر به كنج عزلت خزيده اند و دست ياريگري نيست به ياري آنان بشتابد . اساتيد هنر از بي توجهي مديران ارشد استان گله مند هستند و هنر آنان همراه با سوز دلشان ، كوهي از غصه و اندوه در دلهايشان بوجود آورده است.
تالارهاي شهر ديگر ميزبان نفس هاي گرم و دلهاي پرشور و عاشق و خدايي هنرمندان نيست و هر از چند گاهي سماجت و پر رويي معدودي از هنرمندان جوان و بي توجه به ناملايمات روزگار ! شور و حالي دوباره بر تالارهاي شهر مي بخشد.
اجراي كنسرت هاي فاخر ايراني و آذري ، نمايش هاي ارزشمند برگرفته از متون ادب پارسي و فولكلور آذربايجان ، برنامه هاي شاد و فرهنگي و آموزنده براي سنين مختلف ، جايشان در زندگي مردم تبريز و آذربايجان خالي است و رسانه ملي در استان نيز به شدت دچار روزمرگي و روزمردگي شده است ! در حالي كه دولت خدمتگزار دهم ، اولويت اين دوره چهار ساله را ، كارهاي فرهنگي و هنري اعلام كرده و جلسات هيئت محترم دولت در سفرهاي استاني در دور جديد ، با محوريت مسائل فرهنگي انجام مي شود و حمايت هاي دولت عمدتا براي اين بخش در نظر گرفته شده است .
لذا جا دارد مسئولين ارشد استان و فرمانداران محترم و بويژه اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان كه اخيرا با انتصاب مدير كل جديد ، روح تازه اي در كالبد آن دميده شده است ، با عزمي جزم و اراده اي استوار ، فضايي فرهنگي و هنري در استان آذربايجان شرقي ايجاد كنند و جوّ فرهنگي را بر فضاي نامطلوب غير فرهنگي استان چيره سازند . انشاء الله

